تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
جواب
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
،
بَلى
« 48 » گفت ، و خاصيّت عالم طبيعت ، ظلمت و غفلت و فصل « 49 » است كه آن سؤال و جواب را فراموش نمود . و پس از اين تذكّر قصد كند عالم خود را كه عالم انوار و ارواح و تجرّد است كه : « حبّ الوطن من الايمان » « 50 » :
« گنج علمِ ما ظَهَر مَعَ ما بَطَن « 51 » * گفت از ايمان بود حبّ الوطن اين وطن مصر و عراق و شام نيست * اين وطن شهرى است كو را نام نيست زانكه از دنياست اين اوطان تمام * مدح دنيا كى كند خيرُ الانام » « 52 »
و وفا كند بعهد اوّل
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
كه كرده است . ششم : تذكّر علم و حكمت است كه خداوند جلّ مجده در انسان وديعه گذارده است كه : الحكمة ضالّة المؤمن ؛ يعنى حكمت گم‌شدهء مؤمن است ؛ بايد در ثانى او را بجويد . هفتم : تذكّر انوار صفات و كمال الهيّه است كه در عالم روحانيّت ، حاوى و جامع بود ؛ و تذكّر و هيمان « 53 » حبّ محبوب حقيقى است كه در عالم ارواح داشت و بسبب حجاب و ارتداد « 54 » به « اسفل السّافلين » « 55 » ، نور محبّت و هيمان ، در او مستور ماند كه :
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ
. پس معلوم شد كه تذكّر ، منتهى مىسازد عبد را به محبّت الهيّه كه در فطرت روح انسان
هامش
( 48 ) - آرى ( 49 ) - جدائى ( 50 ) - وطن دوستى از ايمان است . ( 51 ) - آنچه كه آشكار با آنچه كه پنهانست . ( 52 ) - اين سه فرد از مثنوى معروف به نان و حلواى شيخ بهاء الدّين عاملى ( سابق التّرجمه ) است . ( 53 ) - حيرت در دل‌باختگى ( 54 ) - بازگشت ( 55 ) - پست‌ترين دركات پست