و مراد به " خواستن " علم است يعنى هركه را علم دارم كه گرامى و بلندمرتبه خواهد بود ، و اگرنه حقتعالى همه كس را مىخواهد كه گرامى گرداند اما به اختيار خود . و بعضى به اختيار خود خود را از آن محروم گردانند .
" پس ثابت شد از براى ايشان " يعنى جمعى كه از آن طينت مخلوق شوند . " آنچه گفت " يعنى آنچه فرمود كه ايشان از جماعت مذكوره باشند .
" به همان نحو كه فرمود " يا آنچه فرموده دربارهء ايشان در قرآن مجيد به همان نحو كه فرموده و اشاره به آيهء كريمهء :
" أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها " ،
و اما آنان كه نيكبخت شدهاند پس در بهشتاند در حالتى كه جاويد باشند در آن . " از تست متكبران " يعنى از تو مخلوق مىشوند اين جماعت .
و " مشركان " يعنى آنان كه شريك از براى خداى عز و جل قرار دهند . و ذكر " كافران " بعد از آن تعميم بعد از تخصيص است ، چه " كافر " اعم از " مشرك " است . و گاه هست كه " مشرك " بر مطلق " كافر " اطلاق مىشود ، بنابراين " كافران " تاكيد خواهد بود . و مراد به " بتها " ائمهء جور و ضلالتاند كه مردم به ناحق اطاعت ايشان مىكنند ، مانند بتان كه به ناحق پرستيده مىشوند .
" و هركه مىخواهم خوارى او را " يعنى مىدانم كه خوار و بدبخت خواهد بود ، چنان كه در نظير اين مذكور شد . و توجيه اين كلام نيز بر قياس سابق است .
" پس ثابت شد از براى ايشان " يعنى جمعى كه از اين طينت مخلوق شوند . " آنچه گفت " كه ايشان از جماعت مزبوره باشند يا آنچه در قرآن كريم فرموده دربارهء ايشان ، و اشاره باشد به آيهء وافى هدايه :
" فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ " ،
پس آنان كه بدبخت شدند پس در جهنماند ، از براى ايشان است در آن زفير و شهيق . زفير اول آواز الاغ را گويند و شهيق آخر آن را يعنى مانند الاغ در آنجا فرياد كنند . نعوذ بالله منه .
پوشيده نيست كه ظاهر اين حديث منافات دارد با آنچه در احاديث سابقه مذكور شد كه " آفريده است كافران را از سجين " و هم در باب نواصب