اجر تحمل مصيبتها را مشاهده مىكند ، آرام مىگيرد و قلبش مطمئن مىشود . ]
و الدرجة الثانية طمأنينة الروح فى القصد إلى الكشف ، و فى الشوق إلى العدة ، و فى التفرقة إلى الجمع .
درجهء دوم ، طمأنينهء روح است در قصد به كشف ، و در شوق به وعده [ - موعود ] ، و در پراكندگى به جمع .
[ سالك تا وقتى قاصد است و در سير خود به حقتعالى توجه دارد ، پيش از كشف ، مضطرب است و از پايان امر خود بيمناك مىباشد ، اما آنگاه كه كشف برايش حاصل شد ، روحش آرام مىگيرد و مقصود خود را مىيابد . و نيز تا وقتى مهجور و غايب مىباشد آتش شوق در او شعله مىكشد و مضطرب مىگردد ، اما هنگامى كه به وعدهء وصال بار يافت ، به آن مطمئن مىشود . چنانكه مىگويند :
« هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ »
« 1 » اين همان است كه خداى رحمان وعدهاش را داده بود ، و فرستادگان حق ، راست گفتند . و نيز سالك تا وقتى در تفرقه و پراكندگى است و از جمع ، محجوب است و خود را در پس حجاب نورى مىبيند ، مضطرب است ، و هنگامى كه حجاب بر طرف مىشود و جمع منكشف مىگردد ، بدان مطمئن مىشود . ]
و الدرجة الثالثة طمأنينة شهود الحضرة إلى اللطف ، و طمأنينة الجمع إلى البقاء ، و طمأنينة المقام إلى نور الأزل .
درجهء سوم ، طمأنينهء كسى است كه حضرت [ احديت جمع ذات ] را شهود مىكند به لطف [ جمال . و در اين شهود ، شاهد همان مشهود است ؛ چرا كه جمال اختصاص دارد به وجه باقى پس از فناى خلق . ] و طمأنينهء جمع به بقاء .
[ وقتى بنده به لطف جمال مطمئن شد ، تفاصيل اسماء را در احديت ذات
هامش
( 1 ) - 36 / 52 .