گرفت و استحكام يافت و استوار شد ، نفس را تابناك مىكند ، و پرتو آن به اعضا و جوارح مىتابد و آنها را نيز روشن مىسازد ؛ و در نتيجه صاحب اين سكينه ميان مردم بزرگ مىنمايد ، و مردم ، خواسته يا ناخواسته ، او را حرمت مىنهند و بزرگ مىشمارند . ]
و هى على ثلاث درجات : الدرجة الأولى سكينة الخشوع عند القيام بالخدمة ، رعاية ، و تعظيما ، و حضورا .
سكينه بر سه درجه است :
درجهء نخست ، سكينهء خشوع است آنگاه كه سالك به خدمت [ - طاعت و بندگى حقتعالى ] قيام مىكند ، به خاطر رعايت [ حق اجلال ] و تعظيم [ حقتعالى با شهود عظمت ] و از روى حضور [ با مشاهده در مقام احسان . ]
[ خشوع در اين درجه هنگام عبادت ، به خاطر زياد شدن ايمان و تقوى است تا آنجا كه به مقام احسان مىرسد ؛ چنانكه خداى متعال مىفرمايد :
« إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا »
« 1 » آنگاه كه تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند ، و اعمال صالح انجام دهند ، سپس تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند ، سپس تقوا پيشه كنند و احسان كنند . و آنگاه كه سالكان طريق حق به مقام احسان مىرسند ، عظمت و جلالت حقتعالى را مشاهده مىكنند ، و در نتيجه دلهايشان هنگام عبادت ، خاشع مىگردد ، و اعضا و جوارح آنها را نيز خشوع فرامىگيرد ؛ چنانكه خداى متعال مىفرمايد :
« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ »
« 2 » آيا وقت آن نرسيده كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است ، خاشع گردد ؟ ]
و الدرجة الثانية السكينة عند المعاملة بمحاسبة النفس ، و ملاطفة
هامش
( 1 ) - 5 / 93 .
( 2 ) - 57 / 16 .