دارد ، جز آنكه در كتاب مبين ثبت است . و نيز مىفرمايد :
« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ »
« 1 » ما هيچچيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم . و « علم من الكتاب » علمى است كه از طريق الهام حاصل آمده است . ]
الهام مقام محدّثين [ - اهل مكاشفه ] است . و آن بالاتر از مقام فراست است ؛ زيرا فراست گاهى به ندرت اتفاق مىافتد [ چنانكه در باب خود گفته شد ، فراست گاهى براى يك نفر در همهء عمر تنها يكبار اتفاق مىافتد . ] و يا گاهى كار را بر صاحب خود دشوار مىسازد [ و از او فرمان نمىبرد ، ] و بر او سركشى مىكند . و الهام تنها در مقام عتيد « 2 » [ - مقام حاضر و مهيا ] واقع مىشود .
و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى إلهام « 3 » يقع وحيا قاطعا ، مقرونا بسماع أو مطلقا .
الهام بر سه درجه است :
درجهء نخست ، الهام پيامبر است كه به صورت وحى قطعى [ - يقينى و جزمى ] واقع مىشود ، همراه با شنيدن و يا بدون شنيدن .
[ وحى در لغت همان « اشارهء خفى » است و الهام در لغت عبارت است از « فهماندن و القاى معنا در قلب . » و ازاينرو شيخ جليل ، وحى را بر الهام اطلاق كرد ، چون معناى آن دو نزديك به هم است ، بلكه مىتوان گفت معنايشان يكى است ؛ چنانكه خداى متعال ، وحى را در غير مورد پيامبران نيز به كار برده است كه مقصود از آن ، نوعى الهام است ، مانند آنجا كه مىفرمايد :
« وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ »
« 4 » و يا آنجا كه مىفرمايد :
« وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ . »
« 5 » از اينجا دانسته مىشود كه در فرهنگ
هامش
( 1 ) - 6 / 38 .
( 2 ) - تلمسانى عتيد را به « قرب حاضر » تفسير كرده است ، ص 362 .
( 3 ) - ك + : نبىّ .
( 4 ) - 5 / 111 .
( 5 ) - 16 / 68 .