امور ياد شده دارد . زيرا استحكام و استوارى صنعت ، كه همان قرار دادن شىء در جاى مناسب خود است ، بدون اين علم ، امكانپذير نيست . ]
و هى على ثلاث درجات : الدرجة الأولى أن تعطى كلّ شىء حقّه ، و لا تعدّيه حدّه ، و لا تعجّله وقته .
حكمت بر سه درجه است :
درجهء نخست ، آن است كه حق هر چيز را بدان بدهى ، [ به اينكه حقوق هر شىء را ، كه خداوند براى آن قرار داده است ، ادا نمايى . البته تنها كسى كه از مقام خلافت الهى برخوردار است ، اين قدرت را دارد كه هر چيز را به حق و كمالى كه براى آن مقدّر شده ، برساند ؛ و اما وظيفهء ديگران آن است كه مانع بر سر راه رسيدن اشياء به كمال خود نشوند و با آنها معارضه نكنند . ]
و [ در اداى حقوق هر شىء ] از حدّ آن تجاوز نكنى [ و فراتر از آن نروى . حدّ هر شىء همان است كه خداوند براى آن شىء ، بر حسب استعداد نخستين آن ، معين ساخته است . زيرا خداى متعال ، براى هر شىء ، از فيض اقدس خود ، استعداد خاصى فراهم ساخته و در او به وديعت نهاده است . و حدّ هر شىء آن است كه اين استعدادها در آن از قوه به فعليت برسد و آن شىء ، طاقت حمل بارى بيش از اين را ندارد . ]
و آن را پيش از وقت خود انجام ندهى . [ يعنى در اداى حقوق هر شىء ، وقتى را كه مناسب و درخور آن است ، رعايت كنى و آن را در همان وقت خود انجام دهى . ]
و الدرجة الثانية أن تشهد نظر اللّه فى وعيده ، و تعرف عدله فى حكمه « 1 » ، و تلحظ برّه فى منعه .
درجهء دوّم ، آن است كه نظر [ و قصد و مراد ] خداى تعالى را در وعيد [ و
هامش
( 1 ) - د : حكمته .