شيخ ، شكايت به غير حقتعالى است ، كه امرى مذموم و نكوهيده است . اما شكايت به حقتعالى و گلهمندى نزد او ، نه تنها نكوهيده نيست بلكه پسنديده نيز هست ، چنانكه خداى متعال دربارهء حضرت ايوب عليه السّلام مىفرمايد :
« وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ »
« 1 » و به خاطر بياور بندهء ما ايوب را ، هنگامى كه پروردگارش را خواند ( و گفت : پروردگارا ! ) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است . با آنكه خداوند او را ستايش كرده و مىفرمايد :
« إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
« 2 » ما او را شكيبا يافتيم ؛ چه بندهء خوبى كه بسيار بازگشتكننده ( به سوى خدا ) بود . و نيز از يعقوب عليه السّلام - با آنكه از صابران بود - حكايت مىكند كه او گفت :
« إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ . »
« 3 » غم و اندوه خود را تنها به خدا مىگويم و شكايت نزد او مىبرم . ]
اين منزل نيز براى عامه ، [ همچون منزل توكل ] ، از دشوارترين و وحشتانگيزترين منزلها در راه محبت ، و ناخوشايندترين [ و بدترين ] منزلها در راه توحيد است . [ اما از دشوارترين منازل است ، چون عامّى رياضت نديده و خود را با سختيها آبديده نكرده است . و وحشتانگيزترين منزلها در راه محبت است ، چون محبت اقتضاى أنس با محبوب و لذّت بردن از بلاها و مصيبتها را دارد ، درحالىكه صبر مقتضى ناخشنودى و كراهت از بلا و مصيبت است ؛ و كراهت با أنس ناسازگار است ؛ و ازاينرو ، وحشتانگيزترين « 4 » منزلها است . و از اينجا روشن مىشود كه صبر و محبت باهم تنافى دارند . و اما ناخوشايندترين منزلها در راه توحيد است ، چون صابر مدعى قوّت ثبات و پايدارى در برابر شدايد است ، و اين ادعا از پستىهاى نفس مىباشد ، درحالىكه توحيد مقتضى فناى نفس است ؛ و ازاينرو بدترين و
هامش
( 1 ) - 38 / 41 .
( 2 ) - 38 / 44 .
( 3 ) - 12 / 86 .
( 4 ) - تعبير به « وحشت » به خاطر آن است كه لذّت بردن از بلا و مصيبت در محبت ، از طريق أنس قلب با محبوب حاصل مىآيد . پس هنگامى كه محب احساس درد و ألم كرد ، بهگونهاى كه خود را نيازمند صبر ديد ، از أنس به وحشت منتقل مىشود . بلكه اگر وحشت نبود ، او هرگز دردى احساس نمىكرد كه نياز به صبر داشته باشد .