و آشاميدنى آن آب جوشان مىباشد .
آگاه باشيد ذكر خيرى كه خداوند پس از انسان براى او در ميان مردم قرار دهد ، بهتر است از مالى كه بعنوان ارث براى كسى بگذارد كه سپاسش نكند .
خطبه - 121 از خطبههائى است كه امام ( ع ) ايراد فرموده ( 245 ) پس از « ليلة الهرير » يكى از ياران امام ( ع ) به پا خواست و گفت : تو ما را از مسئله حكميت نهى كردى سپس به آن امر فرمودى ما نفهميديم كدام يك از اين دو دستور صحيح است ؟ امام ( ع ) ( از اين سخن ناراحت شد ) و دستها را بهم زد سپس فرمود :
اين جزاى كسى است كه بيعت را ترك كند ! و پيمان را بشكند ! به خدا سوگند هنگامى كه شما را دستور بجهاد ( با لشكر معاويه ) دادم شما را وادار بكارى كردم كه خوشايندتان نبود ، ولى خداوند خيرتان را در آن قرار داده بود ، اگر شما در برابر اين دستور تسليم شده بوديد ، بهنگامى كه در مسير حق گام بر مىداشتيد رهبرتان بودم ، و اگر منحرف مىشديد شما را به راه باز مىگرداندم ، و اگر خوددارى مىكرديد كسانى را بجاى شما مىگماردم ، و بهر حال براى من اطمينان بخش بود ، اما ( افسوس كه شما هرگز تسليم فرمان من نبوديد ) من با كمك چه كسى بجنگم ؟ و به كه اعتماد كنم ؟
( عجبا ! ) من مىخواهم بوسيله شما « بيماريها » را مداوا كنم ، اما شما خود « درد » منيد ! من به كسى مىمانم كه بخواهد خار را بوسيلهاى خار بيرون آورد با اين كه مىداند خار همانند خار است .
بار خدايا ! طبيان اين درد جانگزا خسته شدهاند ، بازوى تواناى راد مردان در كشيدن آب همت از چاه وجود اين مردم كه دائما فروكش مىكند ناتوان گرديده ، كجايند مردمى كه به اسلام دعوت شدند و پذيرفتند ؟ قرآن را تلاوت كردند و آن چنان كه بايد آن را شناختند ؟
به سوى جهاد بر انگيخته شدند و عاشقانه همچون عشق « ناقه » به فرزندانش به سوى آن به راه افتادند ؟ غلاف شمشيرها را كنار انداختند و گرداگرد زمين را گروه گروه و صف به صف احاطه كردند ؟ بعضى شهيد گشتند و برخى نجات يافتند ؟ هيچگاه از زنده ماندن كسى در ميدان جنگ شاد نمىشدند ، و در مرگ شهداء نيازى به تسليت نداشتند .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٣