ضمنا ياد آور مىشود كه چون خطبه ( 104 ) شبيه خطبه ( 33 ) مىباشد كه شريف رضى آن را بخاطر جهتى تكرار كرده اين خطبه آغاز آن خطبه نيز به شمار خواهد آمد .
( 421 . )
« عبد اللّه ابن زمعه » ابن اسود ابن مطلب از شيعيان و اصحاب امام ( ع ) بوده است وى همان كسى است كه پدرش ، عمويش و برادرش در جنك بدر كشته شدند ، و امام ( ع ) در كشتن آنها شركت داشت ، جد او « اسود » از كسانى است كه پيامبر ( ص ) را استهزاء مىكرد و خداوند پيامبرش را از شر آنها حفظ كرد .
عبد اللّه خيال مىكرد امام او را بر ديگران مقدم مىدارد و يا بيش از آنچه حق او است از بيت المال بوى مىدهد لذا آن تقاضا را نمود و امام ( ع ) پاسخ فوق را به او داد .
( مصادر ج 3 ص 177 )
( 422 . )
مرحوم « كلينى » در كتاب « روضهء كافى » 1 كلينى - روضهء كافى - ص 396 ص 396 و « زمخشرى » در اوائل جزء اول « ربيع الابرار » 1 زمخشرى - ربيع الابرار - اوائل جزء اول از قسمت « و اعلموا رحمكم اللّه » آن را نقل كردهاند .
( مصادر 2 - مصادر - ج 3 ص 179 ج 3 ص 179 ) اين سخن قسمتى از يك خطبه طولانى است كه امام ( ع ) ايراد فرموده و سبب ايراد اين خطبه اين بوده كه امام ( ع ) به فرزند خواهرش « جعدة ابن هبيره مخزومى » فرمان داد به منبر رود و براى مردم سخن بگويد « جعدة » پس از قرار گرفتن بر منبر نتوانست سخن بگويد اينجا بود كه امام ( ع ) خود منبر رفت و خطبهاى طولانى ايراد فرمود .
( شرح ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - ج 13 ص 13 ج 13 ص 13 )
( 423 . )
« شريف رضى » مدرك اين سخن را نقل كرده و ما مىافزائيم كه « زمخشرى »