باشد . البته آنچه در تاريخ « طبرى » آمده اين قسمت است كه با از بين رفتن اين دو نفر نسل پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم منقطع مىگردد .
( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 ص 103 ج 3 ص 103 )
( 391 . )
ينقطع بهما نسل رسول اللّه .
در اينجا « ابن ابى الحديد » بحثى دارد كه آيا مىشود « حسن » و « حسين » را فرزندان پيامبر خواند ؟ ! آن گاه خود پاسخ مىدهد : بلى ! زيرا خداوند در سورهء « آل عمران » آيه 61 آنها را فرزندان پيامبر خوانده آنجا كه مىخوانيم «
« نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ »
» كه مسلما منظور از « أبناء » در اينجا حسن و حسين بودند علاوه مىبينيم خداوند « عيسى » را ذريه « ابراهيم » خوانده چنان كه در سوره « انعام » آيه 84 و 85 آمده است «
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ »
. . .
« وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ »
» .
علاوه اهل لغت نيز اختلافى ندارند كه فرزند دختر نسل انسان به شمار مىآيد .
در اينجا ابن ابى الحديد جملهاى اضافه مىكند كه يادآورى آن به مورد است و آن اين كه از « محمد حنفيه » پرسيده شد :
چگونه پدرت تو را به جنك مىفرستاد و سخت بسوى نبرد تحريص مىكرد ولى نسبت به حسن و حسين چنين نمىكرد پاسخ داد :
« لانهما عيناه و انا يمينه فهو يذب عن عينيه بيمينه » زيرا آن دو به منزله چشمان وى بودند و من دست راستش لذا با دستش از چشمانش دفاع مىكرد ! ( شرح ابن ابى الحديد ج 11 ص 26 - 28 )
( 392 . )
« نصر ابن مزاحم » در كتاب « صفين » 1 نصر ابن مزاحم - صفين - ص 484 ص 484 و « ابن قتيبه » در كتاب « الامامة