« ما اظلت الخضراء و لا اقلت الغبراء على ذى لهجة اصدق من ابى ذر » !
ابو ذر تبعيد مىشود
آن طور كه در تواريخ آمده ابو ذر از بذل و بخششهاى عثمان به بستگان و اقوامش سخت ناراحت بود و همواره به وى اعتراض ميكرد ، زيرا مىديد به « مروان بن حكم » بذل و بخشش زيادى مىنمود . ديد كه به « حارث بن حكم » سيصد هزار درهم و به « زيد بن ثابت » صد هزار درهم بخشيد ! و همينطور . . .
لذا به او حمله نمود و از او سخت انتقاد كرد ، عثمان ابو ذر را بشام تبعيد كرد .
اما او در شام وضع معاويه را مورد بررسى قرار مىداد و اعمال خلافش را به او ياد آور مىشد . معاويه خيال ميكرد مىشود ابو ذر را همچون ديگران به پول خريد به همين جهت براى او سيصد دينار فرستاد .
ابو ذر پرسيد : اين اگر از سهميه من است كه مدتى است مرا از آن محروم داشتهايد مىپذيرم ، اما اگر غير از آن است و نظر ديگرى در آن مىباشد به آن نيازى ندارم و آن را رد كرد .
در همين موقع بود كه معاويه كاخ « الخضراء » را در « دمشق » بنا گذارد . ابو ذر از اين عمل انتقاد ميكرد كه اگر از بيت المال ساخته مىشود خيانت و اگر از مال شخصى است اسراف مىباشد ، او مىگفت كارهائى مىشود كه من آنها را نمىشناسم ( جواز آن ) نه در كتاب خدا آمده و نه در سنت پيامبرش .
سوگند به خدا ، مىبينم حق ، خاموش شده و باطل زنده گشته ، راستگويان تكذيب مىگردند ، و فضيلت بر اساس تقوا نيست . او همواره جلوى كاخ معاويه مىآمد و با صداى رسا مىگفت :
اللهم العن الامرين بالمعروف التاركين له اللهم العن الناهين عن المنكر المرتكبين له » :
« بار خدايا بر كسانى كه امر بمعروف ميكنند و خود تارك آنند لعنت نما ! و