را « ابن اثير » در « النهايه » ج 2 ص 138 آوردهاند .
كلام 56 - « زمخشرى » در جزء چهارم « ربيع الابرار » و ابن ابى الحديد از « واقدى » و « ابراهيم بن هلال ثقفى » آن را نقل كردهاند .
كلام 57 - در كتاب « الغارات » و « انساب الاشراف » ص 119 و در « مستدرك حاكم » ج 2 ص 385 و . . . اين سخن آمده است .
كلام 58 - « طبرى » در جلد 6 ص 48 تاريخ خود حوادث سال 37 و « ابن قتيبه » در « الامامة و السياسة » ج 1 ص 124 و . . . آن را نقل كردهاند .
كلام 59 و 60 - « مبرد » در « الكامل » ج 2 ص 120 و « بيهقى » در « المحاسن و المساوى » ص 385 و « مسعودى » در « مروج الذهب » ج 2 ص 416 آن را نقل كردهاند .
كلام 62 - « ابن كثير » در « البداية و النهاية » ج 8 ص 12 از كتاب « القدر » نوشته ابو داود آغاز اين سخن را نقل كرده و « زمخشرى » در « ربيع الابرار » باب القتل و الشهادة و « آمدى » در « غرر الحكم » ص 89 آن را نقل كردهاند .
خطبه 63 - « آمدى » در غرر الحكم ، حرف الف از آن ياد كرده است .
خطبه 64 - « آمدى » به طور پراكنده در « الغرر و الدرر » و « سبط بن جوزى » در « تذكره » ص 145 آن را ذكر كردهاند .
خطبه 65 - « صدوق » در دو مورد كتاب « توحيد » ص 29 و 62 با تفاوتى و « محمد ابن شاكر ليثى واسطى » در « عيون الحكم و المواعظ » آن را نقل كردهاند .
كلام 66 - در « عيون الاخبار » « ابن قتيبه » و در « البيان و التبيين » و در « المحاسن و المساوى » « بيهقى » اين سخن آمده است .
كلام 67 - صدر اين سخن را « نويرى » در « نهاية الارب » ج 8 ص 168 آورده .
اين سخن به چهار قسم تقسيم مىشود .
1 - وصيت پيامبر نسبت به انصار كه در صحيح بخارى جلد 2 ص 314 و در
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 461
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٦١