815 - جمع ناحيه : كسى كه بلند گريه مىكند 816 - متروك مانده 817 - محبوس ، در گرو 818 - حشرات زهردار 819 - جمع ناهكه ، آنچه مىپوساند 820 - محو كرد 821 - نشانههايش 822 - هلاك شده 823 - طراوتش 824 - پوسيده 825 - اعباء ، سنگينيها 826 - دعوت به توبه نمىشود 827 - خطاهايش 828 - قدة : راه 829 - در راه آنها گام مىگذاريد 830 - گويا وظائف شرعى براى غير آنهاست 831 - گذرگاه شما 832 - لغزشگاه و محل سقوط ناگهانى 833 - تارات : نوبهها 834 - خسته كرد 835 - خواب سبك 836 - جمع هاجره ، گرماى نيمروز 837 - مانع گرديده 838 - بسرعت به كار انداخته 839 - متمايل شده 840 - امور جاذب 841 - جاده روشن 842 - راهها 843 - او را منصرف نساخت 844 - بر او مخفى نشد 845 - زندگى وسيع و پر نعمت 846 - دنيا 847 - ترس 848 - سرعت كرد 849 - قدم ، حركت رو به جلو 850 - قانع كننده 851 - كسى كه با او سر گوشى صحبت كند 852 - آرزوهاى دروغى را جلوه داد 853 - قرين : همنشين 854 - گروگان او 855 - جلوه داد ، اغوا كرد 856 - پردهها 857 - پى در پى
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 440
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٠