در خاتمه ، مسابقهء شعرى معاويه و عمر و عاص و يزيد را اينجا مىآوريم .
معاويه گفت :
خَيرُالْبَرية بَعْدَ احْمَدَ حَيدَرَ * وَالْنَّاسُ ارضٌ وَالْوَصِى سَمَاءُ
عمر و عاص گفت :
كَمَلِيحَة شَهِدَتْ لَهَا ضَرَّ ائُها * فَالْحُسْنُ مَا شَهِدَتْ بِهِالضَّرَّاءُ
يزيد گفت :
وَمَنَاقِبُ شَهِدَ الْعَدُوُّبِغَضْلِهَا * وَالْفَضْلُ مَا شَهِدَتْبِهِ الاعْدَاءُ
. . . « بهترين مردم بعد از احمد ، حيدر است ، همهء مردم به منزلهء زمين ، و وصى رسول اكرم به منزلهء آسمان است . »
« مثل جمال زيبايى كه هوو به آن اقرار كند ، پس جمال و خوبى آن است كه هوو بگويد . »
« مناقب و فضايل آنست كه دشمن به آن شهادت دهد ، فضل و منقبت چيزى است كه دشمن به آن شهادت دهد . »
جرج جرداق در اول كتاب الْامامُ عَلِى صَوْتُ الْعَدَالَة اْلأنسَانِية اشعارى از يك مسيحى دربارهء على ( ع ) نقل مىكند . آن مسيحى در اشعارش مىگويد : « اگر به من اعتراض شود كه تو بايد شعر براى پاپ بگويى ، چرا دربارهء على شعر گفتهاى ؟ ! جواب مىدهم كه من عاشق فضيلتم و سرچشمهء فضيلت را على ديدم ، پس براى او شعر گفتم . »