مىگفت . هميشه متبسم بود ، چنان كه او را ضَحُوك « 1 » مىگفتند . كلام او شيرين ؛ فصيح ، و لطيف بود و هرگز دلكسى را آزرده نكرد . تا توان داشت با ديگران با لطف و مهربانى رفتار مىكرد . اينها و نظير آن چيزهايى است كه از نظر تاريخ مسلم است . 8 - از القاب ديگر آن بزرگوار ، عبدالله است . اين لقب نيز از قرآن گرفته شده است .
« 2 » « پاك و منزه است كسى كه برد بندهءخود را در شبى از مسجدالحرام به مسجد اقضى كه اطراف آن را مبارك نمودهايم ، براى اينكه آيات خود را به او بنمايانيم . به درستى كه او شنوا وبيناست . » بايد گفت كه اين لقب بهترين القاب براى آن حضرت است . از اين جهت در تشهد مقدم بر رسالت ذكر شده است . عبوديت مراتب دارد : مرتبهء عالى آن مقام لِقاءُ اللّهِ است ، كه در قرآن مكرراًاز آن ياد شده است . مقامى است عالى ، مرتبهاى است كه دل جز به خدا ، به چيزى و به كسى بستگى ندارد : لَاتُلْهِيِمْتِجَارَةٌ وَلَابَيْعٌ عَنْذِكْرِ اللّهِ « 3 » يعنى : تجارت و سوداگرى آنها را از ياد خدا باز نمىدارد . » مرتبهاى است كه محبت خدا ، دل را پركرده است . دل در اين مرحله غم و همى ندارد جز خدا ، دل او از اطمينان ، وقار ، و آرامش پرشده است : الابِذِكْرِ اللّهِتَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ « 4 » ؛ يعنى : « دلها به ياد خدا آرام گيرد . » دلهره و اضطراب خاطر و ترس ندارد