كند كه زمين را از دستش بگيرند . » به خراج زمينهاى مفتوحة العنوه اشاره دارد كه پس از اين خواهيم گفت كه در زمان حضور امام ، بايد خراج آن را پردخت نمود .
آنچه كه دربارهء زمينهاى باير گفتيم عقيدهء بسيارى از فقها مىباشد ، و نيز بسيارى از علماى اهل تسنّن نيز همين نظر را پذيرفتهاند . « ترمذى » در كتاب سنن از كتاب احكام اين روايت را نقل مىكند كه « من احيى ارضاميتة فهى له » : كسى كه زمين بايرى را آباد نمايد مال اوست . . . ) « 1 » و سپس مىگويد بعضى از علماء طبق همين حديث عمل مىكنند ، احمد و اسحق هم همين را مىگويند و معتقدند احتياج به اجازهء حاكم هم نيست . . .
فقهاى بزرگ و معاصر شيعه از جمله استاد بزرگوارمان امام خمينى همين نيز عقيده را ابراز داشتهاند : زمينهاى باير بالأصل گر چه جزء انفال بوده و ملك امام عليه السلام مىباشد ليكن در زمان غيبت امام براى هر كسى جائز است آن را آباد نمايد . . . و احياء كننده ، مالك زمين مىشود ، خواه زمين مزبور در كشور اسلام باشد يا كشور كفر و خواه در اراضى مفتوحة العنوة باشد ( چون عراق ) يا غير آن و آباد كننده خواه مسلمان باشد يا كافر . « 2 »
و بنا به آنچه گفته شد نظر مرحوم شيخ طوسى - كه برخى نويسندگان محقّق معاصر هم از آن پيروى كردهاند - صحيح به نظر نمىرسد كه شيخ فرموده است : اگر زمينى بدون صاحب بوده و ملك امام باشد واجب است كه آباد كنندهء زمين ، خراج آن را به امام بپردازد و اگر بخواهد چنين
هامش
( 1 ) - 38 1 و 2 كتاب الأحكام سنن ترمذى .
( 2 ) - ج 2 ، تحرير الوسيله ص 195 .