است كه هر چه دستهاى انسان به طور مستقيم پيدا كرد ( در مباحات ) از آن او خواهد بود .
ب : « سوق المسلمين كمسجدهم يعنى اذا سبق الى السوق كان له مثل المسجد » ، بازار مسلمانها مانند مسجدشان است كه وقتى كسى به قطعهاى از آن سبقت گرفت ، از آن او خواهد بود . « 1 »
مفاد ظاهر حديث امام صادق عليه السلام آن است كه هر كسى كه مكان مباحى را تصرف نمود شخصا حقّ استفاده از آن را دارد و نه ديگرى .
ج : « من احيى ارضا مواتا فهى له » : كسى كه زمين بايرى را آباد نمود مال اوست . « 2 »
و بنابراين احياى زمين موجب ملكيت شخص آباد كننده مىشود و امكان ملكيت ديگرى ( چه با قرارداد و چه بدون قراداد ) وجود ندارد !
در پاسخ بايد گفت اين مطلب هيچ گونه توجيه صحيحى ندارد ، در واقع درست است كه بهرهء دست همان است كه گرفته است ، ليكن گرفتن دست گاهى به طور مستقيم است و گاهى به طور غير مستقيم ( يعنى به واسطهء شخص ديگرى ) . وقتى كسى با قرارداد صحيح اجير مىشود كه پرندهاى را براى ديگرى بگيرد دست او در حقيقت دست آن شخص أجير كننده مىشود .
چنان كه در شرائط خاص مسأله ، كسى از طرف ديگرى حجّ به جا
هامش
( 1 ) - 17 / 2 آداب تجارت وسائل و همينطور . 17 / 1 و 3 .
( 2 ) - 1 / و 5 و 6 احياء موات وسائل الشيعه .