( 3 * ) - تت جامع مفردات ج 4 ص 8
( 4 * ) - اختيارات بديعى 342
( 5 * ) - جوارشات ، جوارش معرب از گوارش فارسى به معنى گوارنده مىباشد و آنها يك سرى تركيبات داروئى قديمى هستند كه بيشتر به منظور هضم كردن غذا و بهطور كلى جهت ناراحتىهاى معدى به كار مىروند مانند جوارش كمونى ، جوارش سفرجلى ، جوارش شهرياران و غيره كه در قرابادينها طرز تهيه آنها آمده است .
( 6 * ) - مخزن الادويه ص 428
( 7 * ) - اعتقال بطن ، اعتقال يا
Spasm , Spasmus
انقباض شديد و ناگهانى يك يا چند عضله كه با در دو اختلال كار عضلات همراه باشد
Myospasm
همچنين به معنى تنگ شدن ناگهانى مجارى بدن نيز آمده است .
( 8 * ) - از كتاب خطى فروغ ناصرى تاليف ميرزا ابو القاسم نائينى ملقب به سلطان الحكماء معلم طب قديم دار الفنون
( 9 * ) - از پزشكىنامه ج 1 ص 86
( 10 * ) - جرب چشم ،
Psorophtalmia
Code - 1375
محلب
Cerasus mahaleb ( L . ) Mill .
درختى است به بلندى بيش از 10 متر از خانواده
Rosaceae
پوست تنه درخت تيرهرنگ ، ساقههاى جوان باريك در ابتدا سبزرنگ و سپس قهوهاىرنگ مىشود . برگ كامل ، بيضوى دراز ، قاعده قلبى شكل يا گرد ، نوك كمى تيز ، دندانهدار ، به رنگ سبز روشن ، براق ، گل سفيدرنگ مجتمع خوشهاى به صورت دستههاى 4 تا 8 تائى ، معطر با عطر بادام تلخ ، ميوه كوچك به اندازه يك نخود ابتدا زرد سپس سرخ و سياهرنگ مىشود .
درخت بومى اروپاى جنوبى مىباشد در امريكا و آسيا نيز انتشار دارد . در ايران در جنگلهاى ارسباران ، لرستان ، كردستان ، الوند ، بختيارى ، كرج در حاشيه جنگلهاى كمدرخت و زمينهاى آهكى و سيليسى رويش دارد .
درخت در غرب ايران به نام محلب در لرستان ملحوو ، در دره كرج ملحم
Malham
در پشتكوه ملو
Melaw
، در سردشت كنره
Kenereh
، و كنر
Kener
ناميده مىشود . بنا بر نوشته ابو ريحان بيرونى در كتاب صيدنه درخت محلب در ختلان 1 * آذربايجان ، قريه كوز بين بم و جيرفت رويش داشته است .
تاريخچه :
در آثار يونانىها و روميهاى قديم نامى از آن به ميان نيامده است به سانسكريت گياه را
Priyunger
مىناميدهاند . كاربرد گياه در ايران از قرون اوليه هجرى آغاز شده است و دانه آن را حب المحلب ناميدهاند .