كلمقمرى حاوى گوگرد ، كلسيم ، ويتامين
B
، ويتامين
C
و املاح معدنى مىباشد . كلمقمرى مىتواند در غذاى مبتلايان به دردهاى رماتيسمى و بهطور سنتى از خارج جهت التيام دادن به زخمها به كار رود . در چين از برگ آن براى كمك كردن به هضم غذا استفاده مىشود .
در سوريه كلمقمرى را كرنب
Koronb
و ابو ركبه
Aburokbah
مىنامند .
Code - 1007
كلم بروكسل
Brassica loeracea L . Var . Gemmifera
در اثر كشتهاى متوالى كلم وحشى
Brassica oleracea
در كنار برگها جوانههاى متعدد و متورمى به اندازه فندق و سفت به وجود آمده كه آن را كلم بلژيكى ، كلم بروكسل ، كلم فندقى و كلم تكمهاى ناميده و به مصرف تغذيه مىرسد .
اين جوانهها حاوى ويتامينها و مواد معدنى مىباشند بخصوص از نظر ويتامين
C
غنى بوده و هر يكصد گرم خام آن حدود 90 تا 105 ميلىگرم ويتامين
C
، 550 واحد بين المللى ويتامين
A
، 16 / 0 ميلىگرم رايبوفلاوين ، 08 / 0 ميلىگرم تيامين ، 7 / 0 ميلىگرم نياسين ، 72 ميلىگرم فسفر ، 32 ميلىگرم كلسيم ، 1 / 1 ميلىگرم آهن همچنين حاوى پروتئين ، گلوسيد ، پكتين ، چربى و همى سلولز
Hemycellulose
مىباشد .
كلم بروكسل مىتواند در غذاى بيماران مبتلا به كمخونى و تشمع كبد وارد شده و نتيجه خوبى را براى اين بيماران داشته باشد .
Code - 1013
شلجم
Brassica rapa ( L . ) Metz
شلجم كه معرب از شلغم پارسى است گياهى از تيره
Cruciferae
به بلندى 30 تا 100 سانتيمتر مىباشد كه از مشخصات آن ريشه متورم گرد و پهن يا دراز ، سفيد گوشتىرنگ يا سفيد داراى لكههاى بنفش مىباشد . برگهاى پائين ساقه كركدار و ناصاف و ميوه آن غلاف و حاوى چند دانه سياهرنگ مىباشد .
تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى :
گياه از زمانهاى بسيار دور شناخته شده است به آرامى آن را لفتا
Lafta
و لپتا
Lapta
به آشورى لپتو
Laptu
به عبرى
Left
و به يونانى
Gongylis
مىناميدهاند . تئوفراست و بلينى آن را مىشناخته و به بيماران دستور استفاده از حمام با آب شلغم را مىدادهاند و ماماها به صورت ضماد آن را به مادران شيرده كه پستان آنها متورم و به سختى شير خارج مىشده است تجويز مىكردهاند .
ديوسكوريد آن را
Gongyle
ناميده و حنين در ترجمه آن را به عقنقل معرب نموده و مىنويسد عقنقل سلجم است .
ديوسكوريد مىنويسد : خوردن ريشه پختهشده آن نفاخ ، مغذى و مولد گوشت نرم و سست 1 * و زياد كننده ميل جنسى است و بهطور موضعى در نقرس و تركخوردگى ناشى از سرما سودمند است و چنانچه در شلغم ايجاد حفره كوچكى نموده و در آن موم و روغن گل سرخ ريخته و در خاكستر گرم قرار