( 4 * ) - پنجمين كتاب از شانزده كتاب جالينوس درباره ادويه مركبه است كه خود به دو كتاب قاطاجانس و ميامر تقسيم مىشود واژه ميامر جعميمر به معنى راه مىباشد كه راه و روش صحيح تركيبات داروها را نشان مىدهد .
( 5 * ) - الحاوى ج 21 - 377
( 6 * ) - منظور آبى است كه از جوشانده كلم در آب به دست مىآيد اين آب را لينتبخش مزاج مىدانستند و چنانچه دو بار مىجوشاندند و آب آن را خارج مىنمودند از برگ پختهشده به عنوان قابض استفاده مىشده است .
( 7 * ) - ترمس يا باقلاى شامى
Lupinus angustifolious L , Lupinus termis L
.
( 8 * ) - شيح
Artemisia judaica
( 9 * ) - نمش : انگليسى
Freckle ephelide
فرانسوى
Tache de rousseur
ككمك
( 10 * ) - كلف به فارسى بسنج
( Besanj )
و تفسه گويند هيپرپيگمانتاسيون موضعى در اثر افزايش ملانين با افزايش تعداد ملانوسيتها كه از نمش بزرگتر مىباشد به اندازه 1 تا 3 سانتيمتر مانند ككمك آبستنى يا
Lentigo
يا ماهگرفتگى
Cyasma , Amothers mart
( 11 * ) - الابنيه ص 262
( 12 * ) - اصل : اغريا و كرابا
( 13 * ) - كرنب مصرى
Brassila oleracea ( L . ) var . Capitata
( 14 * ) - كرنب بحرى
Crambe maritima L
.
( 15 * ) - تت صيدنه عپ 314
( 16 * ) - اصل قروح . . . يمنع سعى الخبيثه ، قرحه ساعيه به هر زخم جابهجاشونده و دونده نظير
Seriginous ulcer
اطلاق شده است كه در جاى خود شفا مىيابد و در جاى ديگر ظاهر مىشود ولى با توجه به اين كه واژه خبيثه نيز به آن اضافه شده است شايد منظور قرحههاى كارسينومى و اپيتليومى باشد .
( 17 * ) - جرب متقرح ، كه مخزن معادل آن را قوباى مزمن آورده كه اكزماى مزمن مىباشد .
( 18 * ) - نار فارسى ، جمره ، آتشپاره ، سياهزخم
Anthrax
( 19 * ) - تت قانون عب ص 347
( 20 * ) - رها ، كه يونانيان آن را اوس
Odes
مىنامند و امروزه به نام اورفا ناميده مىشود شهرى بوده است در بين النهرين شمالى
( 21 * ) - جامع مفردات ج 4 - ص 59
( 22 * ) - اختيارات ص 372
( 23 * ) - تحفه 218 - مخزن 479