كندوان ، جنگل كلاردشت ، جنگلهاى بين لنگرود و املش ، بندر انزلى ، تنكابن ، راميان ، بندر گز روى ديوارهاى خرابه و اطراف چاهها مىباشد .
شناسائى و اسامى آن در طب سنتى :
گياه را به يونانى
Trikhomanes
مىناميدهاند كه اصطفن و حنين آن را به طريخوماناس معرب نمودهاند ديوسكوريد گويد برخى آن را اديانتس
Adiantos
، 1 * ناميدهاند و رويش آن همان مناطقى است كه پرسياوشان مىرويد . ابو ريحان گويد طبق تحقيق طريخومانس به يونانى شعر الغول مىباشد 2 * و بر خلاف تصور بعضى پرسياوشان نمىباشد . ابن سينا گويد كه رنگ آن به سرخى و سياهى مىزند ، ريشه و قسمتهاى هوائى بر زمين پراكنده و گستردهاند و ابن بيطار مىنويسد شعر الغول گياهى است كه ديوسكوريد آن را طريخومانس 3 * ناميده و هم او ذيل ماده لحاء الغول آورده است به فارسى آن را اردمانه و به بربرى ماموت و شسيون مىنامند و شعر الغول نيز ناميده مىشود و صاحب تحفه آن را چنين توصيف مىنمايد كه گياهى است بىساقه و ثمر و منحصرا داراى برگ خشن شبيه به سرخس و مايل به سياهى و ريشه آن پرريشه و غير پرسياوشان است در دار المرز 4 * كثير الوجود و در تنكابن كرف نامند .
واژه كرف در مخزن الادويه كرب آمده است و گفته شده كه در مغرب اقصى آن را لحيه مسنون مىنامند .
در واژهنامه بهرامى اسامى مترادف آن لحاء الغول ، پرسياوشان قرمز ، پرسياوشان احمر و دوه صقلى ( نام تركى ) آمده است . با توجه به مراتب فوق نام علمى آن همان است كه در صدر آمده است .
موارد مصرف درمانى در طب سنتى :
خواص آن مانند پرسياوشان مىباشد 5 * در برص و بهك و بيماريهاى بلغمى سودمند 6 * و سينه و ريه را پاك مىكند 7 * بخور دادن با آن در تب ربع [ تب متناوب كه عامل آن پلاسموديوم ديواكس مىباشد و هر 72 ساعت يك بار عود مىكند ] 8 * سينه و ريه را بيشتر از پرسياوشان از خلط پاك مىكند 9 * .
موارد مصرف امروزى :
به عنوان داروى نرمكننده سينه و خلطآور بهطور خوراكى و بخور و نيز در موارد سرماخوردگى از بخور آن استفاده درمانى به عمل مىآيد . برگهاى خيسشده آن در شراب به منظور تسكين لمباكو مصرف مىشود .
گياه را امروزه لحاء الغول ، شعر الغول ، حشيشه الطحال و به پارسى پرسياوشان قرمز ، پرسياوشان موئى مىنامند .
( 1 * ) - اصل اديانيطس مىباشد منظور پرسياوشان مىباشد
( 2 * ) - قبل از ابو ريحان واژه شعر الغول را هروى در الابنيه به كار برده است