ريشه بيشتر در سيستم هاضمه و به صورت جوشانده در گاستروآنتريت ، اولسرپتپيك مصرف مىشود .
از جوشانده ريشه به صورت غرغره در استوماتيت ، فارنژيت ، گلوسيت ، ژانژيويت ، آبسه دندان و براى شستشوى زخم ، و به صورت كمپرس و تزريق داخل واژن به كار مىرود و به صورت لوسيون براى نرم كردن پوست و به صورت پماد در آبسه و طاول ، سياهرگ واريسى ، تورم هموروئيد ، سوختگى و زخم بسترى مصرف مىشود .
اشكال داروئى :
دمكرده سرد ريشه 3 - 4 گرم ، دمكرده برگ و گل يك دقيقه جوشانده 10 دقيقه دم به مقدار سه فنجان در روز . جوشانده ريشه 30 تا 50 گرم در ليتر ، تنطور 1 تا 4 ميلىليتر 3 مرتبه در روز ، مخلوط پودر ريشه 2 گرم ، ريشه شيرينبيان 1 گرم لاكتوز 1 گرم يك تا 2 پاكت در روز با مقدارى آب .
( 1 * ) - فقلامينوس كه به غلط در جامع مفردات فعلامينوس آمده است نامى است مشترك بين دو گياه بخور مريم
Cyclamen europaeum L
و صريمه الجدى
Lonicera priclymenum L
.
( 2 * ) - اوريون ، گوشك ، فرانسه
Oreillons
، انگليسى
Parotitis , Mumps
( التهاب غده بناگوش )
( 3 * ) - اصل ربيلات بوده كه تصحيح شده است ، دبيله جمع آن دبيلات ، بضم دال . . . ورمى است بزرگتر از دمل و مدور كه در بدن بهم مىرسد برنگ آن و در جوف آن موضعى يعنى كيس مىباشد كه در آن ماده آن مىريزد و مستحيل به چرك مىگردد . . . ( فرهنگ مخزن ) . نظير دبيله شحميه
Encysted tumor
دبيله رحم ، دبيله عسليه
Meliciris
، دبيله كبد و . . .
( 4 * ) - در متن هشم الرأس
( 5 * ) - اصل ورم البقحى ؟ ابن بيطار به نقل از دياسقوريدوس " ورم نفخى " ابن سينا " اورام النضخيه " مانند ورمى كه در پلك چشم و ساير اعضاء عارض مىگردد .
( 6 * ) - نفاس ، زچكى زن ، خونى كه از زن با وضع حمل خارج مىشود ، خون زايمان
( 7 * ) - اضافه شده از غلطنامه آخر كتاب به عنوان از چاپ افتاده
( 8 * ) - اضافه شده از الحاوى و جامع مفردات به نقل قول از دياسقوريدوس
( 9 * ) - بديغورس ، بديغورث طبق مطالعات انجامشده توسط اين مولف به نظر مىرسد پزشك ايرانى است كه در دوران ساسانيان مىزيسته و رازى بارها در الحاوى به وى استناد كرده است .
( 10 * ) - در اصل خيروج آمده است كه معرب خير و فارسى است .
( 11 * ) - اين كتاب در سال 921 هجرى قمرى تاليف و مولف آن قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى است در اين كتاب طرز كاشت ، داشت و برداشت گياهان داروئى شرح داده شده است و اين نشانگر غناى علمى ايران در آن دوران بويژه در زمينه استفاده از گياهان داروئى است .
( 12 * ) - نطول بفتح نون . . . آبى كه در آن دارو به جوشانند و بر سر ريزند . . . ( قرابادين صالحى ) . آبريزش براى مقاصد طبى ، به زبان پهلوى اسپرم آب يا اسپرم آب