ابيض ، حرمل ابيض حرمل عربى است كه به يونانى مولى ناميده مىشود . . . ( تت جامع مفردات ابن بيطار ج 2 - 15 ) در صيدنه به نقل از ديوسكوريد مولى ، مولو آمده است . ( صيدنه عز ش 332 ) . مولى حرمل عربى است و در حرف حا ذكر شد ( ابن بيطار ج 4 - 170 ) .
صاحب اختيارات علاوه بر آنچه ابن بيطار از ابن سمجون نقل كرده است مىنويسد :
به پارسى صندل دانه 10 * و ورق او مانند ورق بيد بود كه كوچكتر و گل وى مانند ياسمين سفيد بود مطلق و خوشبوى بود و به سريانى بشياشا خوانند . . . حرمل عربى سفيد بود كه آن را به يونانى مولى 11 * خوانند بيخ وى مانند بلبوس بود چون سحق كنند و با روغن ايرسا فرزجه سازند وزن به خود برگيرد افواه رحم بگشايد ( اختيارات 120 ) . سفيد اسفند اسم فارسى حرمل ابيض است ( تحفه 148 ) .
حرمل . . . قسمى را برگ مانند بيد . . . و غلاف دانه آن طولانى و سفيدرنگ و اين را حرمل ابيض به اعتبار رنگ و غلاف آن و تا چهار سال قوت آن باقى است . ( مخزن 225 ) . صندل دانه معرب آن صندل دانج و به يونانى مولى و به شيرازى هزار سپند 12 * و به عربى حرمل عربى نامند و آن نوعى سداب جبلى است ( فرهنگ مخزن ) . بول و حيض براند و عرق النساء و مفاصل را سودمند است ( برهان ) نام دارويى كه كميز 13 * را افزون كند به اين معنى ماخوذ از يونانى است ( ناظم الاطباء ) .
با توجه به شرح ظاهرى گياه و اينكه در كشورهاى عربى امروزه گياه را حرمل ابيض مىنامند نام علمى گياه همان است كه در صدر آمده است . برخى واژهنامهها آن را سداب برى آوردهاند كه آن گياه ديگرى است .
( 1 * ) -
Cheiranthus - Leukion
( 2 * ) -
Viola odorata L
( 3 * ) - اضافه از مفردات ابن بيطار به نقل از ديوسكوريد
( 4 * ) - اصل سخن بوده كه در ساير مراجع سحق آمده است كه صحيحتر به نظر مىرسد .
( 5 * ) - شيلم
Lolium temulentum L
( 6 * ) - منظور از طريق واژن به صورت شياف است .
( 7 * ) - ابو حنيفه دينورى ، بزرگترين گياهشناس مشرق و صاحب كتاب النبات است و ابن بيطار بيش از 50 گياه را كه قدما بر آن اطلاع نداشتند از ابو حنيفه نقل مىكند وفات او به سال 282 تا 290 است .
( 8 * ) - شوع
Moringa aptera Gaeptn
( 9 * ) - ابن سمجون ، طبيب اندلسى است كه كتابى در ادويه مفرده نوشته وفات وى 391 هجرى است .
( 10 * ) - اصل صندل بوده است ، اصلاحشده از فرهنگ مخزن و برهان قاطع .
( 11 * ) - اصل موالى ، اصلاحشده از اختيارات نسخه خطى شخصى .
( 12 * ) - در برهان قاطع هزار اسفند آمده است .
( 13 * ) - كميز - پيشاب ، ادرار .