شد . « 3 » به فارسى كافور و در كتب طبّ سنّتى نيز كافور نام برده مىشود . جسم سفيد و شفاف و متبلورى است .
مشخصات :
درخت كافور ، درختى است بزرگ داراى تنه صاف و قائم و تاج بزرگ . از كليه اعضاى
درخت ، از جمله چوب تنه ، شاخهها و برگ آن كافور گرفته مىشود . درخت شبيه درخت زيرون است . تكثير درخت كافور از طريق كاشت دانه يا خوابانيدن شاخههاى آن انجام مىگيرد . خود كافور مادهاى است كه از جوشاندن و تبخير قطعات ريز شده ساقه ، شاخه و ريشه درخت به دست مىآورند .
تركيبات شيميايى :
در درخت كافور اسانس روغنى فرّار وجود دارد . در برگهاى آن در حدود 73 / 0 درصد كافور و 97 / 0 درصد كامفرول مشخص شده است . در چربى دانههاى درخت ، گليسيريدهاى لوريك اسيد ، كلوپريك اسيد و اولئيك اسيد مشخص شده است .
خواص - كاربرد :
در كُره از كافور به عنوان داروى ضد تشنّج و در عين حال حشرهكش استفاده مىشود . در چين به عنوان داروى معرّق ، بادشكن و ضد روماتيسم كاربرد دارد . مخلوط كافور با پمادهايى براى معالجه كچلى به كار مىرود . « 1 » كافور داراى مصارف درمانى عديده بوده به عنوان محرك و نيرو دهنده مراكز عصبى ، حركتى و تنفسى به كار مىرود . تأثير آن بر روى قلب سالم چندان محسوس نيست ولى در موارد نارسائى بدن ، موجب تنظيم ضربان قلب و افزايش دامنه نوسان آن
هامش
( 3 ) - روضه كافى ، ج 8 ، ص 383 ؛ طب الائمه ، ص 83 .
( 1 ) - معارف گياهى ، ج 5 ، ص 85 .