شيرخشت
از درخت صنوبر است و آن از منّ مىباشد . مادهاى است كه از تركيب قندهاى مختلف درست شده و در نتيجه خراش وارده به روى برخى گياهان از قبيل كاروانكش به دست مىآيد . گيلانى گويد : شيرخشت يكى از شبنمهاى واقعه از جو بر اشجار مرطوب الجوهر سيما بر درخت خلاف است و گويند كه آن شبنمى است در بلاد خراسان و هرات و تحقيق آن است كه آن از قبيل صمغ است . از گرههاى آن درخت برمىآيد و منعقد مىگردد و از قبيل شبنم نيست و خشت به لغت اهل آن نواحى به معنى صمغ است و نيز آن را به فارسى شير خشك مىنامند يعنى لبن منجمد و مجفف و تمامى آنها حبوب سفيد مثل حب ترنجبين است و آن بزرگتر از ديگر است و گويند در بلاد صوبه بهار آن را از علفى كه به هندى كتيرا نامند چيزى شبيه به شيرخشت به عمل مىآيد . « 2 » مادهاى است سفيد ، رنگ كمى مايل به زرد و شيرين . يكى ديگر از منّها مىباشد . به فارسى شيرخشت ، شير خشك و شير خاشاك مىگويند . اين درخت بومى مناطق مديترانهاى و خاور نزديك است و در ايتاليا و سيسيل فراوان مىباشد و شيرخشت مرغوبى به نام شيرخشت سيسيل در تجارت بينالمللى عرضه مىشود .