Skip to main content

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — Page 541

Contributors:

P.541

سنا به شرح رجوع شود سناج سياهى دود چراغ سن يونانى موست و به فارسى عصه گويند سن الكلب سپستان است سام الجمل كوهان شتر است سنانيز آمله است سنبادج به شرح رجوع شود سنبل فارسى گل شب بو را گويند سنبل اقليطى همان رومى است سنبل سورى همان جبلى است سنبل هندى سنبل الطيب است « 1 » سنبل الكلب ثمر دردار است سنبل كهار سم الفار است سنبوسه به شرح رجوع شود سنبوت زيره است سنبهارى به فارسى پوديه نهرى است سنبر شونيز است سنبها به هندى پنچنگشت است سنجاب به شرح رجوع شود سنجد به شرح رجوع شود سنجد بوى گلى كه بوى گل سنجد را مىدهد سنجد خراسانى عناب است سنجد هندى ثمر مولسرى است

Footnote
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 62 - 55 .