تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
سجس افراغيه اسم سنگسبويه و قلب است سجسبويه حب بلسان است سجلات ياسمين است سجونس اذخر است سجيلس و سجيس هر دو اسم اذخر است سجى اسم هندى اشخارست سحا گل بهرامى است سحاب به اصطلاح اهل اكسير سيماب است سحاب البحر اسفنج است سحازل اسم سركين است سحسحه شقاقل است سحله قطاده است سحم مطلق شجر است از هر نوع سحنون پرنده‌ايست كه زود حرف زدن ياد مىگيرد سحار پوست خرماست سخار سخير است سخارون ترنجبين است سخاله براده است از فلزات سخاوس اسطوخودوس است سختت پست است و به معنى آورد و شدت هم آمده سخله بچه بز و ميش است سخونس اسم اسل است سخون شورباى كرم كرده است سخير نباتيست مقوى و هاضم
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 527 | مصطفى النوراني الاردبيلي