مىتوان در پنبه پيچيد و فتيله چراغ ساخت .
حاشا را به يونانى : مامون و ثومس .
خراسانى : جاروب گنده .
عربى : صعتر الحمير و صنوبر الحمار .
انگليسى :
wild thyme
لاتينى :
thymus vulgaris
گويند و در طب جوهر آن را خارج كرده و استعمال مىكنند كه آن را نوعى
thymoc
مىگويند
thyme campher
نيز نوعى نعناع كوهى مىباشد . « 1 » حاشا يك نوع از پودينه كوهى مىباشد كه جوهر آن را در آورده و استعمال مىكنند . حاشا در هيمالياى غربى ، ايران و اروپا روييده مىشود . اسم فارسى آن حاشا است و عربها نيز آن را حاشا مىگويند . حاجى زين العطار با تأييد قول ابن سينا در باره حاشا نوشته است . آن يك نوع پودنه كوهى است با گلهاى كوچك و شاخههاى باريك و برگهاى آن مثل جعده ( عنبر بيد ) مىباشد . تعاريف خواص حاشا از حاجى زين العطار با تعاريف آقاى
pliny
تفاوت دارد .
حاجى زين العطار حاشا را به عنوان خوراكى و دارو داراى ارزش نوشته است و مىگويد كه براى سرفه مفيد است . نيز حاشا با سركه از انعقاد خون جلوگيرى مىكند استعمال خارجى آن با خردل سيلان اخلاط گلو را خارج و دور مىكند .
آقاى ماسر فلوريديس
macer floridus
حاشا را علاج گزيدن حيوانات سمى گفته است . در پاكستان ، هند و ايالت پنجاب حاشا را به عنوان كرم كش استعمال مىكنند .
در حاشا
thymol
و
carvacrol
وجود دارد . روغن فرارى در آن به نام
phnol
است .
آقاى شيمل در سال 1841 از برگ و ساقه تقطير شده آن ماده
thymol
را به دست آورد در اروپا روغن
thymus vulgaris linn
در بازار به نام
oleum origani
فروخته مىشود .
فودنج جبلى يا پودينه كوهى :
hill mint
اطباى مسلمين آن را مطابق با
calamintha
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 100 .