دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 242
است . اقليمياى عملى يا جوش كوره : اقليمياى مصنوعى كه از نقره و مرقشيشا گيرند . « 1 » ( 1 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 326 . اين ماده خبيث يعنى چرك فلزات است كه از گداختن نقره ، طلا ، مس و مرقشيشا مثل كف در بالا و زير فلزات منجمد گردد و آنچه به طرف بالا است لطيفتر از آنچه كه در قسمتهاى زيرين قرار گرفته است ، مىباشد . اقليميا انواع مختلف دارد كه در بالا اشاره شد . بهترين نوع آن اقليمياى طلايى است كه آن مايل به سبزى است و نقرهاى آن مايل به سفيدى است . آنچه در كوره يافت مىشود ، آن را عنقود و آنچه در پايين آن يافت شود ، آن را صفائى گويند و مستعمل سوخته شسته شده آن است . اقليمياى طلايى ، شيئى معدنى است كه از معدن طلا بدست مىآيد ، رنگش طلايى و بد مزه است . اقليمياى نقرهاى ، شيئى معدنى است كه از معدن نقره بدست مىآيد . رنگش سفيد و درخشان مايل به سياهى است . « 2 » ( 2 ) - المفردات ، ص 308 . روايت : در روايتى از امام محمد باقر عليه السلام نسخهاى ذكر شده است كه نافع بيمارى سفيدى چشم است و اقليمياى طلا يكى از اجزاء آن نسخه مىباشد . اسم : اقليميا ، اسم يونانى يا عربى است و به قول بعضى در يونان : چريرا و قلاقليطس و قدميا گويند . « 3 » ( 3 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 185 . اقليمياى نقرهاى را به انگليسى : silvEr oxidE و اقليمياى طلايى را oxide gold و به طور كلى اقليميا را به انگليسى : dross مىنامند . « 4 » ( 4 ) - تنسوخنامه ، خواجه نصير ، ص 344 . اقليمياى طلايى : جالى و قابض است ، در مرحمها هم استفاده مىشود . گوشت فاسد و رطوبت چشم را دور مىكند ، ديد را قوى مىنمايد ، مقوى قلب و دماغ است و كشته آن بواسير را نافع مىباشد . در طب ويديك اين را سم كشنده گويند . اقليمياى نقرهاى : در استعمال خارجى جلا دهنده و قابض است ، رطوبت را خشك مىنمايد ، همراه با ادويه بعنوان سرمه در چشم كشيده مىشود ، مقوى ديد و نافع امراض چشم است و بوى متعفن را دور مىكند . در مرحمهاى داخلى نافع نيست . « 1 » ( 1 ) - المفردات ، ص 308 ؛ بستان المفردات ، ص 308 .