و بنابراين شهيقى هستند و داخلىها پائين برندهء دندهها و بنابراين زفيرى مىباشند . اين عقيده را
Sibson
دانشمند انگليسى در كتاب « كيفيت مكانيكى تنفس » و « مقاولات فلسفى »
« On the mechanism of respiration - Philosophical Transactions »
كه بسال 1847 نوشته قدرى تغيير داده است به اين ترتيب : « 1 »
« عضلات مياندندهء خارجى همه جا شهيقى هستند مگر در قسمت قدامى پنج فضاى بين دندهء تحتانى و عضلات ميان دندهء داخلى در قسمت قدامى پنج فضاى اولى شهيقى و ساير جاها زفيرى مىباشند » .
چنانچه ملاحظه مىشود در اين عقيده بسيار دقت و مو شكافى شده است و
Hermann
آن را به صورت سادهتر و كلىتر درآورده است . هرمان مىگويد : « بنابراين عضلات مياندندهء خارجى در قسمتهاى استخوانى دنده شهيقى و عضلات ميان دندهء داخلى نيز در قسمتهاى غضروفى شهيقى هستند « 2 » 5 - عضلات مياندندهء خارجى و داخلى درعينحال هم شهيقى و هم زفيرى مىباشند :
« Les intercostaux externes et internes sont
هامش
( 1 ) - اينجا را بدقت مطالعه فرمائيد .
( 2 ) - توضيح آنكه قسمت غضروفى دندهها در جلو و مجاور عظم قص( Sternum )قرار گرفته و قسمتهاى استخوانى ، بقيهء طول دنده را تشكيل مىدهند .