است مانند آسم ، ميگرن ، بواسير و غيره به كار مىبردند ، آيا همين مسئله كافى نيست ثابت كند كه طب قديم ايران حاوى مطالب علمى صحيحى بوده كه مدت چند قرن متروك مانده و اخيرا يكى پس از ديگرى توسط دانشمندان اروپا كشف مىشود ؟
آيا بقول مترلينگ اكنون كه يك يا چند مطلب از گفتار آنها راست و مقرون با حقيقت درآمده است نبايد بسيار اقوال و عقايد آنان نيز با نظر خوشبينى نگريست ؟ مگر همين يكى دو نمونه است ؟ هر صفحه از كتاب مخزن الادويه و كتاب قانون و ساير كتب طب قديم دهها از اين نمونهها دارد .
البته من نيز مانند مترلينگ معتقدم كه كليهء عقايد و آراء پيشينيان را نبايد بدون دليل و برهان و بدون آنكه با محك هاى علمى امروزى مورد اثبات واقع شود پذيرفت و نبايد كور - كورانه و بدون مطالعه و تحقيق از آنها پيروى كرد بلكه مىگويم بايد در هر مورد بتحقيق و تدقيق پرداخت و آنى از مطالعه در آثار علمى قدما كه حكم درياى بىپايانى را دارد غفلت روا نداشت زيرا بطور مسلم از اين گنجينههاى گرانبها حقايق ذىقيمتى بنفع طب جديد عايد خواهد شد و آيا ما كه بيش از ساير ملل دنيا صلاحيت براى مطالعات و تحقيقات علمى در اينباره داريم نمىتوانيم در پيشرفت علم و حل بسيارى از
نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٢٧