بنا بر آنچه بطور تفصيل گفته شد مىتوان چنين نتيجه گرفت كه آدمى از لغزش و خطا محفوظ و مصون نيست و هركس با هر اندازه از دانش و بينش دور نيست كه در طى راه پرنشيبوفراز زندگى گاهى به خطا رود و گمراه شود و گروهى را نيز دانسته يا ندانسته به دنبال خود بكشاند و پس از گذشت مدتى از زمان به ناگهان خورشيد حقيقت از پس حجاب شبهات بيرون آيد و معلوم شود كه حقيقت و واقع غير از آن بوده است كه مورد قبول واقع شده است و در اينجا تنها بايد بر عمرهاى به هدر گذشته و كوششهاى بر باد رفته افسوس و دريغ خورد و داستان اشعهء
N
كه سالها افكار گروهى از نخبه دانشمندان و زبده متجسسان در رشتههاى مختلف علوم و فنون را به خود مشغول داشته و به ريشخند و سخره گرفته بوده يكى از شواهد بارز اين فريبخوردگى به شمار مىرود و اين داستان اولين و آخرين نيست .