تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
تنها از پيكر حيوانات بلكه حتى از نسوج و بافتهاى گياهان ، دانه‌ها و حبوبات برگها ، ريشه‌ها ، پيازها نيز خارج و انتشار يابد . بيهوشى داروها ، پس از آنكه نخست اين انتشار را اندكى افزايش دهد ( مرحلهء تحريك « 79 » - - - - - - ) بعد ، از شدت آن بكاهد و چنانچه بكلر خاطرنشان ساخته است « اگر نقش بيهوشى داروها تنها به تغيير دادن خروج اشعهء
N
محدود است ، اين نتيجه را خواهد داد كه اشعهء
N
يكى از پديده‌هاى اساسى و بنيادى فعاليت حياتى را تشكيل دهد . » « تشعشعات فيزيولوژيكى » ، آن‌چنان‌كه خواهند انديشيد ، از يك ذخيره و انباشتگى « 80 » تشعشعات
N
خورشيدى نمىآيد . زيرا شارپانتيه نشان دهد كه اين اشعه ، به همين طريق كه گفته شد ، از اشخاصى هم كه به مدت 9 ساعت در تاريكى مطلق قرار داشته‌اند ، خارج و ساطع شود . بعلاوه ، اين تشعشعات فيزيولوژيكى ، تا حدودى ، از اشعهء
N
مطلق فرق و تفاوت دارد . به نظر چنين نمايد كه تركيب آنها اندكى بيشتر پيچيده و بغرنج « 81 » باشد . در حالى كه سرب « 82 » و آب خالص به اشعهء
N
كدر و حاجب است ، نسبت به تشعشعات فيزيولوژيكى نسبتا شفاف است . حتى بعضى اختلافات موجود ميان اشعهء خارج شده از بافتهاى عصبى و نسوج عضلانى را نيز ياد كرده‌اند . اشعه‌اى كه منشاء عصبى دارد بواسطهء آلومينيم « 83 » باز ايستد و متوقف شود اما براى اشعه‌اى با منشاء عضلانى چنين نيست . به مدد ضبط و ثبت اين « تشعشعات حياتى » كه از اعصاب خارج شود ، توانسته‌اند وجود يك عصب سطحى را ( مثلا عصب زند اعلى « 84 » ) بازشناسند و مسير آن را به دقت معين كنند ، هرچند اين مشاهده بسيار دقيق و ظريف است : امواج « 85 » تنها در نزديكى و مجاورت پوست مشاهده نشود بلكه ، هرچند بسيار ضعيف ، در دور از پوست نيز به درك درآيد . و اين امر ، به عقيدهء برديه « 86 » ، كشفى بزرگ به شمار آيد : « در اينجا ، براستى ، روشى جديد و نوين براى تجسس و كاوش فعاليت عضلانى و عصبى است . اين بررسى ، بويژه ، در باب عصب و پى ، بينهايت گرانبهاست ، زيرا واكنشهاى خارجى سلسلهء عصبى تاكنون هيچ بوده است . » با استفاده از اينكه مغز تيره يا نخاع شوكى « 87 » يك شعاع خارج و ساطع سازد بتوانند ، در شخص زنده ، مسير عضو را دنبال كنند . اين عضو ، از روى ترسيم اثرى كه اشعهء خاص آن بر فسفرسانس يك لوحه سولفور دوكالسيم « 88 » بر جاى گذارد ، آشكار و هويدا شود . برابر برجستگيهاى عنقى ( گردنى ) « 89 » و قطى
هامش
( 79 ) .Phase Dexitation( 80 ) .Emmagasinement( 81 ) .Complex( 82 ) .Plomb( 83 ) .Aluminium( 84 ) .Nerf Cubital( 85 ) .Emssions( 86 ) .Bordier( 87 ) .Moelle Epinier( 88 ) .Ecran Au Sulfure de Calcium( 89 ) .Cervical