ترنج يا بابونه ، شويد و گلپر ، مرزنجوش ، سعتر و سياهدانه آن را شستشو مىدهند . خوردن عسل و گردو هم توصيه شده است .
- فلفل فرنگى ، سير ، عرق شراب ، روغن كنجد و روغن خوراكى را به صورت مرهم درآورده و بر بدن مىمالند .
- روغن بنفشه و روغن شويد براى استرخائى كه پس از قولنج عارض گردد توصيه شده است .
- جوشانده از كوبيده خردل ، زنجبيل ، فلفل ، عاقرقرحا ، و سياهدانه ( به اندازه مساوى از هريك ) و مضمضه آن در دهان براى استرخاى زبان تجويز شده است .
- در كتب پزشكى قديم از تأثير گزش نيش عقرب براى رفع فلج بسيار ياد شده است .
در كتاب مخزن الادوّيه مىخوانيم : « نقل است كه شخصى فالج قادر به قيام و قعود و نشستن نبوده از اتفاق شبى در خواب چند جاى بدن او را عقرب جرّاره گزيد فلج او زايل گشت . »
قدما از زهر عقرب كه آن را با طبيعتى سرد مىشناختند در طب استفادههاى زيادى مىكردند و از جمله برخى از انواع فلج را با آن درمان مىنمودند . امروزه بدون مشاوره با پزشك متخصص و كسب مجوز از مراجع ذى صلاح نبايد به اين عمل مبادرت ورزيد .
برخى از پزشكان چنين مىپنداشتند كه بروز سكته و فلج بيشتر ناشى از سيفيليس مىباشد و تقريبا همگى همان معالجه سيفيليس را در مورد اين عوارض به كار مىبردند .
در صورتى كه بيمارى سيفيليس پس از كشف قاره آمريكا به قاره قديم آمده و در واقع مرض قديمى به شمار نمىرود . دليلش آنكه در كتب و يادداشتهاى قديم هيچ ذكرى از سيفيليس و عوارض آن به ميان نيامده است . تاريخ ورود اين بيمارى بهطورى كه در كتاب « قرابادين صالحى » كه در زمان شاه طهماسب صفوى نوشته شده در سال 807 در هندوستان مىباشد و از آن زمان به نام آتشك ، قرحه خبيثه و يا افرنجى مشهور گرديده است .
بديهى است سيفليس اثر بسيار در اعصاب گذارده و متأسفانه زوالى را كه در اعصاب
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٧٢