نزديكتر شود سر سنگينتر خواهد شد . بيمار خوابهاى شوريده بسيار مىبيند .
فراموشكار مىشود . از هر رويدادى دچار بددلى و ترس مىگردد . افكار و انديشههاى بد همچون ماليخوليا در سر دارد . بىصبرى و بيقرارى در كارها نشان مىدهد . در حال تندرستى سر سنگين است و كمتر اعمالش منطقى مىباشد . هرچند معده خالى باشد دچار دوار و سده مىگردد . . .
« ماده صرع » بيشتر از نوع « بلغم غليظ » ، يا « صفرا » و « سودا » مىباشد . موردى كه صرع ناشى از « خون ساده » باشد نادر است .
نظر به اينكه پزشكى امروز قائل به وجود طبائع گوناگون نمىباشد لذا با همه پيشرفتهاى گستردهاش هنوز در پارهاى جهات نتوانسته است از حيث درمان بر گذشتگان برترى يابد . علت نيز آنست كه در طب جديد همگان به يك روش تحت دارو و درمان قرار داده مىشوند ، درحالىكه براساس پزشكى ديرين مردمان داراى طبيعتهاى متفاوت مىباشند . و بنابراين دارو و درمان نيز مىبايد اختصاصا موافق با طبيعت هر بيمار انجام پذيرد ، ضمن آنكه بايد محيط زيست ، آبوهوا و همچنين تبار بيمار را هم مد نظر قرار داد .
درمان صرع به روش گذشتگان
1 - صرع دموى - چنانچه بيمارى ناشى از « خون » مىبود ، رگ صافن
Saphen
را گشوده و بر ساق پا حجامت مىكردند و نيز بدن را با مطبوخ داروئى هليله پاك مىساختند .
يادآورى مىنمايد كه « هليلهها » در تصفيه بدن و تقويت دماغ از بهترين داروها مىباشند و نبايد از فوايد آن غفلت و چشمپوشى نمود . بنا به آزمايش اينجانب كمتر داروئيست كه در اين باب بتواند با انواع هليله برابرى كند .
هرگاه مزاج بيمار قوى و خون زياده كثيف مىبود در اين حال از هر دو دست ، رگ قيفال
Cephalique
را گشوده و به اندازه توان بيمار خون مىگرفتند و مزاج را نيز با حب هائى به نام « قوقايا » و « اصطمحيقون » روان مىساختند . امروزه داروخانهها از تركيب