صداع ناشى از بوها و بخارهاى خارجى
ناراحتى ناشى از بوهائى مانند بوى مشك ، زعفران ، جندبيدستر ، انغوزه و بخار متصاعده از معادن گوگرد و زرنيخ يا بوى نامطبوع خاكروبه و امثال آن كه به اصطلاح « قدما » گرم به حساب مىآيند را با استفاده از كافور ، صندل ، گلاب ، بنفشه ، نيلوفر و مانند آن بر طرف مىكردند .
چنانچه عارضه ناشى از « گرمى و خشكى » مىبود كافور را در روغن تخم كدو آميخته و به موضع مىماليدند يا آن را با روغن بنفشه و نيلوفر همراه كرده و در بينى بيمار مىچكانيدند .
اگر صداع از بوى كافور و امثال آن كه به اصطلاح « خنك » شمرده مىشد ايجاد مىگرديد با مشك و زعفران و داروها و خوراكيهاى « گرم » و با استحمام آب گرم به درمان مىپرداختند .
صداع ناشى از باد و هواى گرم و سرد
در چنين مواردى روغن گل را با روغن شويد آميخته در بينى و گوش مىچكانيدند .
سر را با عصاره گياهان معتدل محلّل شستشو مىدادند . حمّام معتدل را تجويز مىكردند .
اگر صداع از باد و هواى سرد ايجاد شده بود بررسى مىكردند كه اين باد از راه بينى به دماغ رفته يا از راه گوش و يا از هر دو طريق . براى درمان اين نوع عارضه ، جندبيدستر را با روغن شويد يا روغن مشابه آميخته آن را در گوش و بينى مىچكانيدند . استشمام بوى مشك ، جندبيدستر ، انغوزه ، سير و مانند آن را مفيد مىدانستند . نهادن « ضمادهاى گرم تحليل برنده » بر سر و تقويت مغز را بسيار مؤثر مىديدند .
در هر نوع صداع ، روىهمرفته از غذاهاى بادآور و بخارزا بايد پرهيز كرده و مزاج را همواره نرم نگهداشت .