تب داشت . مىگفت هر وقت سرما مىخورم از بينىام چند قطره خون مىآيد و حالم خوب مىشود . قرص
Cebion
برايش نوشتم .
- در تاريخ 13 / 2 / 36 سرماخوردگى او بر طرف شد . آهنگ صدايش رساتر گرديده بود . سفارش كردم سعى كنند تا مدتى كمتر حرف بزند و مطالب خود را با آرامش و آهستگى بيان دارد . از داروها مرتبا استفاده كند . مراقب وضع مزاجى خود باشد و مواظبت نمايد كه در چنين شرايطى ديگر سرما نخورد . با توجه به بعد مسافت شهر محل اقامت او ، دستورات لازم داروئى را كه اكثرا همان داروهاى قبلى بودند دادم و او را مطمئن به تأمين سلامتى كامل نمودم .
اين بيمار يك بار ديگر براى راهنمائى مريض ديگرى به نزدم آمد . از حالش جويا شدم سلامتش را بازيافته بود .
بيمار چهل و يكم ( آسم )
* در تاريخ 12 / 10 / 1334 بانو زرينتاج ب . به مطب رجوع نمود . اظهار داشت مدت هشت سال است كه دچار مرض آسم شده و از معالجات نتيجهاى به دست نياورده است .
مىگفت طبيعتم گرم است . هر وقت « گرمى » بخورم شكمم يبس شده و دهانم تاول مىزند .
تشخيص - علت بيمارى او را از « سوء مزاج » فهميدم . دستور زير را برايش نوشتم :
1 - جوشانده پوست بيد 3 ، بنفشه 2 ، تمر هندى 5 ، ترنجبين 12 ل و عناب 20 دانه .
2 - عصاره تخم خيار 3 ، تخم خرفه 3 و تخم گشنيز ( 3 بار )
- در تاريخ 16 / 10 / 34 معاينه به عمل آمد . هنوز تخليه رودهها كامل نبود . در اثر فشار دست روى قولون چپ احساس درد و ناراحتى مىنمود . نسخه زير داده شد :
1 - تنقيه شكر سرخ 10 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 ، سنامكى 2 ، ريوند چينى 2 ل .
2 - جوشانده پوست بيد 3 ، بنفشه 2 ، گز خوانسار 14 ل و عناب 20 دانه
3 - تكرار عصارهها ( 3 بار )