- در تاريخ 26 / 8 / 35 مجددا به مطب آمد . حالش بهتر شده بود . فشار خون 10 / 17 بود .
مىگفت زرشك سياه پيدا نكردم . سپردم جوشانده و شيره خنك را باز هم بخورد .
- در تاريخ 5 / 11 / 36 يعنى پس از چندين ماه اين خانم را باز در مطب ديدم . اينبار معرف بستگان خود شده بود . از حالش پرسيدم اظهار داشت خوب است . به همين دستوراتى كه دادهام عمل مىكند . فشار خونش 9 / 16 ، گاهى 9 / 15 و گاهى كمتر از آنست . در مواقع عصبانيت تا 17 و ندرتا به 18 هم مىرسد كه موقتى است و به زودى پائين مىآيد . با وجود آنكه هرچند ماه يك بار به نزدم مىآيد در مورد وضعيت مزاجى خود كمتر حرفى مىزند زيرا كه درمان خود را يافته است و از زندگى خود بسيار راضى به نظر مىرسد .
بيمار سى و ششم ( فشار خون )
* در تاريخ 22 / 10 / 29 در خيابان نادرى روبروى بيمارستان شوروى [ سابق ] به عيادت بانو زينف آ . 52 ساله از ارامنه كه سى سال قبل به تبريز و سپس به تهران مهاجرت كرده بود رفتم . اين خانم تنومند و چاق و داراى فشار خون بود . مدت سه ماه تحت معالجه قرار داشت . رفتهرفته حالش بدتر شده بود بهطورى كه اينك او را بسترى كرده بودند .
نمىتوانست راه برود ، زيرا تعادلش را از دست مىداد . بهعلاوه پاهايش آنقدر سنگين بودند كه ياراى حركت نداشتند . حتى در اين اواخر با استفاده از لگن رفع احتياج مىكرد .
بيمار زبان فارسى را نمىدانست . مترجم او هم فارسى را به سختى صحبت مىكرد .
همينقدر معلوم شد كه اين خانم به فشار خون دچار است و مدتى است كه معالجه مىكند .
در معاينه ، زبان باردار بود و معلوم شد كه لينت مزاج او خوب نيست و به عوارض كليوى دچار است زيرا احساس سنگينى در ناحيه كليهها مىكرد . فشار خون 14 / 19 و طبيعت او سرد و سوداوى بود . نبض سخت و اندكى وقفه داشت .
درمان
1 - عصاره تخم خربزه 3 ، تخم گرمك 2 و تخم شويد 3 ل .