تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
هامش
- بعضى از اين بيماران رنگ بدنشان همچنان كدر و تيره مىماند و با آن معالجات به رنگ روشن و طبيعى درنمىآمد زيرا داروهائى كه امروزه براى دفع سنگ كليه و امثال آن استعمال مىشود هنوز بدانگونه كه بايد قادر نيستند سنگ اگزالات دوشو را در كليه و بدن بطور كلى حل و دفع كنند و خون را صاف نمايند . بسيارى از اين قبيل مرضى از رنج زياده از حد ، عصبى و ماليخوليائى مىشوند و از زندگى نااميد مىگردند . پيوسته مىنالند و از شدت ناراحتى نااميد مىگردند . پيوسته مىنالند و از ناراحتى مىگريند . اغلب دچار فشار خون و تصلّب كليه بوده و به اورمى نيز مبتلاء مىباشند . در معالجه اين‌گونه بيماران وقتى كامياب و موفق مىشويم كه درست به طبيعت آنان پى برده و داروى موافق طبع آنها را تجويز نمائيم تا به محظورات برنخوريم . به روش و تجربه اينجانب اغلب اين بيمارانى را كه طبيعت گرم و يا جگر گرم داشتند و تحمل داروها را به درستى نمىنمودند عصاره تخم خيار ، تخم خرفه ، تخم گشنيز و تخم هندوانه مىدادم و يا مبرداتى مانند ليمو ، هلو ، آلو ، خيار ، تخم خرفه ، تخم گشنيز و تخم هندوانه مىدادم و نيز مبرداتى مانند ليمو ، هلو ، آلو ، خيار ، هندوانه ، كاهو ، كاسنى ، شيرخشت ، عرق بيد ، پوست بيد و يا ماست و دوغ گاوى تجويز مىكردم تا طبيعت بيمار را كاملا سرد كند به نحوى كه سردى در بدن غلبه نمايد . آنگاه غااوتى مركب از : سياهدانه ، تخم كرفس ، رازيانه ، زيره سبز و زينان را با شكر آميخته به بيمار مىدادم به قسمى كه تعادل در او حاصل شود . در اين وقت اگر باز آثار غلبه « گرمى » يعنى اندك خشكى دهان ، خفگى ، كلافگى ، يبوست و كم‌خوابى پديدار مىشد براى رفع آن و حصول تعادل لازم مىسپردم كه يك قاشق سوپخورى اسپرزه را پاك كرده در يك استكان آب سرد ريخته و روزها آن را بدون جويدن بلع نمايند . پس از چندى دستور مىدادم كه مدفوع بيمار را در لگنى ريخته آب بر آن ريزند و با چوب آن را هم زنند سپس لگن را آهسته و با ملايمت كج كنند تا قسمت رقيق روى آن خارج شود . باز اين عمل را چندين بار تكرار نمايند تا ديگر چيزى از مدفوع در لگن نماند . چنانچه در پايان شن و سنگ‌ريزه‌هائى در ظرف باقى ماند مسلما از روده ، معده و كبد است كه كنده شده و با مدفوع خارج گرديده است . با آزمايش اين شن‌ها نوع آنها مشخص مىگرديد . توضيح آنكه گاه « ماده » اين شن‌ها متوجه سطح بدن و جلد شده و در بدن و زير جلد توليد برجستگىهائى مىكنند كه بنامTophusمشهور است و غالبا در لاله گوش هم پيدا مىشوند . گاه اين مواد از راه پوست به شكل اگزما و امثال آن پوست را شكافته و خارج مىگردند . برخى مواقع در روى بندها و زير ناخن‌ها ترشحى شبيه ماده آهگى همچون پيه گداخته مىشود كه در مجاورت هوا منعقد و متحجّر شده ، تشكيل لوله‌هاى آهكى را مىدهد . بعضى اوقات در پاره‌اى از نقاط بدن تجمع كرده -
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 173 | عبد الله احمديه