اينطور مىنمود كه در اثر جراحىهاى پىدرپى در اين محل نسج ليفى ايجاد شده ، و در اثر فشار دست دچار ناراحتى شده و درد غير قابل تحمل پديدار مىگردد .
درمان - با توجه به آنچه از وضعيت او ديدم مقدمتا نسخه زير را برايش نوشتم :
1 - روغن بادام شيرين 14 ل .
2 - غااوت مركب از تخم كتان 5 ، كافشه 3 با قدرى شكر .
3 - محلول كتيراى گون 1 ل در يك استكان آب گرم .
به اين خانم سپردم شرح حال خود را مفصلا برايم بنويسد . آنچه در زير مىخوانيد به قلم اوست :
« . . . در زمان كودكى مبتلاء به سرخك و مخملك شدم ، بعد به پادرد شديد دچار گشتم كه چندين سال طول كشيد و رفع شد . در طفوليت يبوست داشتم . در سن 13 سالگى عمل آپانديس نمودم . پس از آن يبوست شديدتر شد بهطورى كه تقريبا از شش ، هفت سال پيش به اين طرف هر ده تا پانزده روز يك بار مزاجم عمل مىكرد . ولى هيچ ناراحتى نداشتم و هيچ به فكر هم نبودم . غذا مىخوردم ، خوب مىخوابيدم و ابدا به فكر اين نبودم كه چرا يبوست دارم . تا اينكه يك بار اين عدم تخليه به 25 روز كشيده شد و دلدرد نسبتا شديدى گرفتم . مدت زيادى به معالجه پرداختم . در عرض اين مدت هيچ نمىتوانستم غذا بخورم . حتى سوپ و شربت را هم هضم نمىكردم . پنج ، شش ماه طول كشيد تا اينكه بهتر شدم ولى گاهى اوقات يك نقطه خيلى كوچك در طرف راست معده درد مىگرفت ، آن هم كمكم رفع شد .
چهار سال قبل آبستن شدم ولى جنين خارج از رحم بود و سبب خونريزى سخت شد . در بيمارستان عمل جراحى نمودند . حالت خطرناكى داشتم تزريقات گوناگون كردند و بالاخره تزريق خون نمودند . پس از آن تا دو ماهى بد نبودم . بعد از آن موقع عادت ماهانه درد در يك نقطه شروع شده و هر دفعه بيشتر مىشد تا اينكه شش ماه از عمل جراحى گذشت . به تشخيص پروفسور عدل و توسط دكتر جهانشاه صالح ترتيب عمل جراحى ديگرى برايم داده شد . اين عمل پس از گذشت يك سال از عمل اول و در همان
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٥٣