- در تاريخ 8 / 11 / 26 اطلاع دادند كه بيمار روز گذشته يعنى سيزده روز پس از تب اخير دچار كمى خوندماغ شده ، هنگام شب نيز دوباره كمى خون از بينى او جارى گرديده و عرق كرده است . موقع عرق كردن به روال همه بيماران حصبهاى كلافه بوده و التهاب داشته است .
مزاج خوب بود و درد قابل توجهى در معده نداشت . در مقعد كمى احساس درد مىنمود . مرهم ضد ورم پروستات برايش نوشتم . ضمنا دستورات زير را هم دادم :
1 - جوشانده گياهى از گل كدو ، زوفا ، پرسياوشان و ترنجبين .
2 - تنقيه از شكر سرخ ، گل خطمى و گل پنيرك
3 - عصاره گياهى از تخم گشنيز ، كاهو و خشخاش
- در 9 / 11 / 26 دستور روغن بادام شيرين ( 14 ل ) دادم . مزاج سه چهار بار عمل كرد .
گلولههاى زردرنگ دفع شد . دردى در ناحيه شكم بروز كرد كه مربوط به رودهها بود . مقدارى ضماد گرم از نشاسته روى شكم او گذاشته شد . درد بتدريج رفع و تب هم قطع گرديد . حرارت بين 36 تا 5 / 36 در نوسان بود . سپردم گل خطمى و تخم خطمى و تخم خبازى را جوشانيده به او بنوشانند . ضمنا دستور تزريق ويتامين
B
قوى هم دادم . حال بيمار خيلى بهتر شده بود .
چند روزى به همين جوشاندهها و تنقيه اكتفا شد . تب گاهى شبها به قدر يك درجه مىآمد و روز قطع مىگرديد . گاهى هم دو سه عشر تب مىكرد كه اين دليلى بر ناپاكى روده بود كه در اوائل بيمارى بايستى بدان توجه مىكردند و نكردند . دهان و لبهاى بيمار از داخل خراش و جوش داشت . پيشنهاد كردم به آقاى دكتر
X
متخصص بيماريهاى گوش و حلق و بينى مراجعه شود . ايشان پس از معاينه دستور پنىسيلين دادند كه مفيد واقع نگرديد .
دوازده روز از قطع تب برگشتى گذشته بود ، دستور استفاده از غذا و داروهاى مقوى را به بيمار دادم . براى رفع عارضه دهان به آقاى دكتر جمشيد اعلم رجوع كردند . ايشان هم تجويز پنىسيلين و غرغره كردند . بتدريج زخم و خراش دهان هم بر طرف شد .
در اينجا بايد يادآور شوم كه هرچند درد معده به كلى بر طرف و زخم التيام يافته و معده ديگر ترشى نداشت ، معهذا تأكيد كردم كه حتما مدتى از جوشانده ريشه و تخم خطمى استفاده نمايد .