1 - سيلان منى ، 2 - ترس از ابهت معالجات . بيمار از ديدن انواع ابزار و ادوات و نيز تجمع اطباء و پرستاران و اهميت دادن به بيمارى و استفاده از داروهاى كمياب خود را باخته بود و گمان مىكرد دچار بيمارى بسيار سختى شده است كه اينهمه اطباى مشهور را بر بالين او جمع كردهاند . بدين سبب مرض شدت يافته و ضمنا شبها به علت سرفه زياد خواب كمى داشت .
پس از انجام عكسبردارى و معاينات بسيار و تحقيقات كافى علت را فهميده و به درمانش فقط با يك نسخه پرداختم .
در اينجا سه گونه درمان لازم بود : 1 - انصراف خيال بيمار 2 - درمان بيمارى اسپرماتوره 3 - علاج ناراحتى سينه و تقويت مزاج .
خوشبختانه نفسم در او مؤثر افتاد زيرا كه علت اصلى مرض را از جريان منى دانستم و موضوع را به او فهماندم . كاملا نظرم را پذيرفت . در آزمايش ذرهبينى هم اسپرماتوزوئيد مشاهده شده بود . براى رفع آن به اين بيمار نيز كندر را به اشكال و تركيبات گوناگون دادم .
براى ناراحتى سينه شربت طلووكدئين و امثال آن تجويز شد . جهت تسكين اعصاب بيمار حبى مركب از سگبينج و گليسروفسفات دارنال و براى دفع سموم بدن عصارههاى گياهى موافق طبيعتش دادم .
پس از يك ماه مريض جانى تازه گرفت ، چاق شد و به كلى رفع همه عوارضش گرديد .
چندى او را به گردش و مسافرت فرستادم و دستورات لازم هم براى مراقبت از حالش به او دادم . بيمارى او كاملا بهبود يافت بهطورىكه حاليه خود معرف بيمارانى به من مىباشد .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٢٦٦