درمان
در اينجا داروهائى لازم بود كه معده را « گرم » كرده ، ضمنا محرك و مخرّج باد باشد و به معده قوت رساند و در رودهها نيز همين اثر را داشته باشد . لذا تركيبى از سياهدانه ، رازيانه و مصطكى از هريك به مقدار مساوى نوشتم كه كوبيده و با حد مساوى آن شكر سفيد بياميزند و با هر خوراك دو سه قاشق چايخورى وسط غذا و آخر غذا به او بخورانند .
سپردم از خوردن « سردىها » مانند ماست ، خيار ، هندوانه ، كاهو و غيره پرهيز كند و از خوردن ليموناد و نوشابههاى مشابه خوددارى ورزد . همچنين برنج و آش خيلى كم بخورد و لينت مزاج را رعايت نمايد .
طبق دستور رفتار كردند . با خوردن اين غااوت آروغهاى پىدرپى پيدا شد و گاز شكم از بالا و مخرج دفع مىگرديد . رفتهرفته نفخ كمتر شد و روز به روز حال او بهتر گشت ، تا اينكه پس از زمان كوتاهى به كلى خوب شد . معده به حد طبيعى خود رسيد و كودك سلامتيش را بازيافت .
* * *
* بيمار بيست و سوم
خانمى از بيمارانم مدت ده سال مبتلاء به درد معده بود . زياده از حد ترش مىكرد به حدى كه گاهى ميزان زياد ترشى دندانهاى او را كند مىنمود . چنانچه غذاى ترشمزه مىخورد اين حالت در او شدت مىيافت . نسخه زير را برايش تجويز كردم :
1 - جوشانده از پوست بيد 3 ، بسفايج 3 ، اگير تركى 1 ، ريشه ايرسا 2 ، ريشه كاسنى 2 و ترنجبين 14 ل
2 - تنقيه از شكر سرخ 10 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 و بابونه 1 ل
3 - عصاره تخم خربزه 3 ، تخم شويد 3 و تخم گشنيز 2 ل
4 - آب ترب
با استفاده مرتب از دستورات و بويژه آب ترب رفع عارضه در او شد و قادر به صرف انواع غذاها گرديد و ديگر افزايشى در ترشى حاصل نشد . علت اين عارضه از « سودا » و وضعيت عصبى او بود .
* * *