برونشيت سخت شده بود . دستور استفاده از جوشاندهاى مركب از پوست هليله زرد 4 ، بنفشه 2 ، زوفا 1 ، پرسياوشان 1 و ترنجبين و همچنين شربت طلو 60 گرم و شربت خشخاش 40 گرم را دادم .
متذكر شدم كه او را حركت ندهند و بگذارند استراحت كند تا بيمارى و عارضه سرماخوردگىاش هرچه زودتر بهبود يابد .
* * *
* بيمار بيست و يكم
در تاريخ 25 / 6 / 37 بانو زهرا الف . ساكن خرمشهر را به مطب آوردند . بيمار اظهار داشت « مدت پنج سال است به دلپيچه و اسهال دچار شدهام كه گاه شدت مىگيرد و بسيار آزارم مىدهد و گاه تخفيف مىيابد . در نتيجه اين بيمارى قدرت و توانم كم شده ، تكيده و لاغر شده ، چربى بدنم آب و پوست بدنم خشك شده است . ديگر آن طراوت و نرمى را ندارد .
روحا كسل و افسرده و مغموم هستم . خيلى زود مىرنجم و از اندك ناملايمى كنترل اعصابم را از دست مىدهم . خوابم كم و هاضمهام مختل گرديده است . »
معاينه
پوست بدن به واسطه فقدان چربى زبر ، خشك و خشن بود . در ناحيه شكم و در امتداد قولون از فشار دست احساس درد مىكرد ولى بواسطه تشنج و كشيدگى زياد تعيين حدود احشاء و اعضاى شكم ميسر نبود . بيمار اظهار مىداشت نوع مدفوعش بلغمى است كه گاه با خون همراهست . در عرض اين مدت پيوسته مشغول درمان بوده و تاكنون نيز نتيجهاى بدست نياورده است .
تشخيص
سبب عمده اين ورم روده از « سودا » و « بلغم » و سوء مزاج مىباشد كه قاعدتا بايد