3 - شخصا از وقتى به ياد دارم دچار يبوست بودهام .
4 - گاهگاهى در اطراف چشمانم از صبح تا نزديك ظهر درد مىگرفت كه مىگفتند صداع است . البته چهار ، پنج بار اينطور شدهام .
5 - در طول سال هميشه چند مرتبه سرماخوردگى داشتهام . بهطورىكه تا يادم مىآيد ازاينجهت همواره عاجز بودهام .
6 - سرماخوردگى من گاهى توأم با تب و لرز بوده است .
7 - در سال 1315 ازدواج كرده و فعلا داراى چهار فرزند مىباشم .
8 - هيچ نوع بيمارى آميزشى نگرفتهام .
9 - هنگام مقاربت هميشه سرعت انزال داشتهام .
10 - به هيچ نوع بيمارى مزمن ديگرى دچار نگشتهام .
11 - هميشه كمخون ، عصبى و بىاشتها بودهام .
12 - به محض بروز عصبانيت بيخواب مىشوم .
13 - هفت سال پيش دچار اگزما در پاهايم شدم كه بعد به نقاط ديگر انتقال يافت .
فعلا نيز در پا و اطراف گردن دچار اگزما مىباشم .
14 - شش سال پيش در شيراز نيمهشب از خواب برخاستم . عرق زيادى كرده بودم .
ديدم قلبم به شدت مىزند . اطباء تشخيص دادند ناراحتىام از معده است . از آن سال تاكنون مرتبا تحت معالجه بودهام تا مدتى آنقدر ضعيف و رنجور شده بودم كه اساسا نه خواب داشتم و نه اشتها به غذا . وضعيت دفع نيز مرتب نبود . گاهى آبكى به صورت اسهال و گاهى يبوست ( به سبب تشنج قولون ) . هميشه سرماخورده بودم ( به سبب ضعف كبد ) . فشارخونم به 7 - 8 رسيده بود . اغلب شبها از زيادى عرق بدن و بيخوابى به حال تباهى مىافتادم . هميشه خميازه مىكشيدم . خسته و ناتوان و رنجور بودم . در موقع صرف غذا به علت كمى اشتها حال تهوع پيدا مىكردم ( به سبب عدم گوارش غذا ) . سال قبل به درد سختى مبتلاء شدم كه مزيد بر علت شد و بسترى گرديدم . ناچار به اروپا عزيمت كردم .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٣٦