نابينائى ، ناشنوائى موقتى و اختلال هاضمه . به همين جهت است كه گاهى عمل بعضى از غدد مترشحه داخلى و يا غدد گوارشى كم يا زياد مىشود و موجب سوء هضم ، ورم معده ، دل درد و غيره مىگردد . يا اينكه توجه به قلب مىشود كه نتيجه آن حالات عصبى قلبى است . يا اينكه اين عارضه در ريه رخ مىدهد و يا كليهها برخى از اعمال خود را موقتا بدرستى انجام نمىدهند . گاه اين تأثير و تحريك نه تنها متوجه يك عضو يا چند عضو مىگردد بلكه تمام بدن را به هيجان و تشنج درمىآورد .
گاه ماده مرض نقرس ، روماتيسم ، آسم و غيره بجهاتى يكباره و ناگهانى به پارهاى از اعضا رو مىآورد . مانند حمله نقرسى ، آسم و غيره .
برخى مواقع بواسطه اختلال و يا كم و كسر و يا زيادى بعضى از مواد مترشحه غدد گوارشى پارهاى از خوراكها را بدرستى نمىتوانند مستحيل سازند . چنانچه در نقص ترشح لوزالمعده از خوردن شير و تخممرغ كهير پديدار مىگردد . همچنين در ناتوانى كبد از خوردن بعضى از اغذيه كهير و يا عوارض ديگرى حاصل مىشود .
كرارا ديده شده كه در اثر استفاده از برخى از داروها و يا تزريق داروئى يك يا چند عضو بطور موقت دچار اختلال در كار خود شدهاند . اينست كه بايد اثرات داروها را بدقت مورد رسيدگى قرار داد . زيرا يك دارو در همهكس به يكسان اثر نمىكند . نگارنده شخصا بيمارى را به ياد دارم كه از خوردن يا تزريق ويتامين ب دچار تهوع و استفراغ شده و تمام بدن او متورم ، چشمها پر از خون و صورت برافروخته و حتى به حال اغماء مىافتاد .
اثر سوء دارو در ديگرى يبوست ، سستى و بيخوابى ايجاد مىنمايد . بانوى بيمارى را همهروزه تزريق كامفر مىنمودم . روز دهم پس از تزريق دچار حالت سنكوپ شد به نحوى كه از زنده شدن او مأيوس شده بودم و به زحمت به حال عادى بازگشت .
بارها ديدهام كه دستورات صحيح و علمى كه عدهاى از پزشكان بزرگ به بيمارى مىدادند بر سختى و شدت مرض مىافزود . با آنكه از حيث تجربه و تشخيص عمل درست بود و هيچ اشتباهى نيز در بين نبود . همينكه بيمار داروها را ترك مىكرد مزاج رو به بهبودى مىگذاشت و بيمارى رفع مىگرديد . گاه نيز با تحريكاتى ديگر همچون حرارت و الكتريك و نظاير آن به كار مىافتاد . مثلا در موردى تزريق كنين حالت سنكوپ ايجاد كرده و با تزريق كامفر بيمار خوب شده و گاه در مورد ديگر به عكس با تزريق كامفر حالت سنكوپ روى داده است . بديهى است در اين هنگام تزريق اتر و مالش و تحريكات ديگر بر بدن رفع واقعه مىنمايد و استنشاق اتر و نظاير آن كمك در بهبودى مىكند .
بطور كلى در معالجات نبايد مقيد شد و مقامى قائل گرديد . چنانچه كرارا ديدهام با وجود تشخيص درست و دستورات موافق نتيجه درمان معكوس مىشده و همان تشخيص با تجويز
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٨٩