( Ligament )
كه احشاء را نگهدارى مىكنند رخ مىدهد به همين علت بهمرور معده و احشاء ديگر از جاى خود پائين مىافتند . غالبا در زنان به علت حاملگى و همچنين در ضعف و لاغرى ، پرخورى ، يبوست و اتساع و غيره اين مورد روى مىدهد .
سقوط معده - سقوط معده غالبا با سقوط ساير احشاء همراهست . نشانهاش نفخ ، آروغ ، تپش قلب و احساس درد بويژه بهنگام دخول غذا از معده به روده در ناحيه بواب است . در ناحيه ناف با ملامسه دست قراقرى ( كلاپتاژ ) حس مىشود .
سقوط روده - در سقوط روده
( Enteroptose )
شكم مانند خورجين شده و دنده دهم متحرك مىشود . در خم معده
Creux del'estomac
ضربان آاورت احساس مىگردد .
مبتلايان به سقوط احشاء غالبا دچار عوارض مزاجى و روحى مىشوند .
اگر به علت اصلى يبوست توجه كنيم مىبينيم علت عمده آن در زمان كودكى از تنبلى و اهمال و نامناسب بودن موقعيت " توالت " و امثال آن ناشى مىگردد . و آن نيز بدين سبب بوده كه حتىالمقدور از دفع مدفوع تا فراهم شدن وقتى مناسب خوددارى شده است .
بديهى است تكرار اين عمل رفتهرفته باعث كندى حساسيت راست روده مىگردد .
مدفوع بدون حس تخليه و خبر در راست روده جمع شده و پس از دو روز توقف در آن بىآنكه احساس طبيعى در كار باشد دفع مىشود .
آزمايشهاى لابراتورى
بكمك اشعه
X
مىتوان تشخيص كلينيكى را تائيد نمود . مثلا در ورم قولون ، روده بزرگ در قولون عرضى و نازل علائم اسپاسم را ظاهر مىسازد و چينهاى عميق و نامساوى و نيز انقباضات قولون نازل در نتيجه اتساع مقعد كه با ركود مواد مدفوعه در آن همراهست ايجاد مىگردد .
در يبوستهائى كه علت سوء هاضمه است شكل قولون غالبا طبيعى و يا كمى متسع مىباشد . فقط عبور مواد دفعى بكندى در آن صورت مىپذيرد . در راديوسكپى معمولا پس از 24 تا 96 ساعت برحسب اينكه شكم اجابت كند يا نه سيگموئيد در حال ديسكزى
Dyschesie
هميشه پر از مواد كدر است . در ديسكزى مقعد به عكس روده مستقيم پر از مواد كدر مىباشد .
ولى در هر دو حال قولون نازل هميشه مملو از باريت ( سولفات دوباريم ) است . درصورتىكه در اشخاص سالم غالبا قولون نازل خالى مىباشد .
براى انجام عمل پرتوبينى خوردن سولفات دوباريم و تنقيه آن لازم و ملزوم يكديگرند .