عوارض كبدى ناشى از يبوست
بيماريهاى كبدى در ايران ، بواسطه آب و هواى خاص ، محيط و عدم مراعات بهداشت و نيز وجود بيمارىهاى عفونى ، نوبه و سوء مزاج ارثى و علل ديگر زياد است . مىتوان گفت كه سبب عمده آن در حقيقت يبوست مىباشد . ضمنا عكس آن نيز صادق است . چنانچه كبد عليل شود موجب اختلال گوارش بويژه يبوست مىگردد . ازاينروست كه در عوارض كبدى روده و لينت مزاج در درجه اول درمان است .
تحقيقات و آزمايشهاى اينجانب در زمينه تأثير داروهاى گياهى در كبد بسيار است .
مىتوانم بطور يقين بنويسم كه در خيلى مواقع داروهاى مزبور از داروهاى نوين بمراتب بهتر و سريعالاثرتر و اطمينانبخشتر مىباشند . بدين لحاظ اين داروها بايد يار و مددكار معالجات جديد شوند .
صدها بار اتفاق افتاده كه داروهاى جديد به كلى در درمان كبد درمانده بودند ولى با جوشاندهها و داروهاى سهل و ساده گياهى بيمارى درمان گرديده است و يا لااقل از پيشرفت مرض جلوگيرى شده است .
* * * در تاريخ 25 / 12 / 28 در خيابان شاهآباد تهران به عيادت بانو عاليه آ . شصت و چهار ساله اهل شاهرود رفتم كه بسترى بود و به هيچ وجه توان حركت نداشت . رنگ بدن او مانند رنگ سياهپوستى بود كه بزردى گرائيده باشد . جوشهاى زيادى سراسر بدنش را پوشانيده بود . بعضى از اين جوشها تركيده و آب زيادى پس مىدادند .
پاهاى بيمار متورم و تاولهاى سطح آن تركيده بودند . سوزش و حرارت زياد در بدن و خارش توانفرسائى داشت . تاولها برنگ سياه و پوست بدن آميختهاى از زردى و سياهى بود . پرده روى پوست ( اپيدرم ) ورقهورقه و برگشته شده آويزان مىشدند . بقسمى كه مجبور بودند با قيچى آنها را بچينند . بعلاوه بقدرى پوسته در سطح بدن ايجاد مىگرديد كه ناچار مىشدند همهروزه لباس و رختخواب او را عوض كنند .
زبان بيمار خشك و ضخيم و حرف زدن برايش دشوار بود . گفتار او درست مفهوم نمىشد . همچنين قوه تميز و ادراك او بسيار كم گشته بود . خوراك و حتى آب را هم پس از خوردن برميگردانيد .
در معاينه كبد متورم و كيسه صفرا بهگونهاى بزرگ و سفت شده بود كه تصور غده سرطان