مجله جهان پزشكى سال سيزدهم - شمارههاى 5 و 6
[ شرححالى از دكتر عبد الله احمديه ]
دكتر عبد اللّه احمديه درگذشت " تولد 1265 در شهر آمل - وفات دوشنبه چهارم امرداد ماه 1338 در تهران "
هفتاد و سه سال قبل در شهر آمل طفلى به دنيا آمد كه پدر و مادرش نامش را عبد الله گذاردند .
اين بنده خدا كه در حقيقت بايد براستى وى را نيز خادم براى خلق خدا گفت - پس از چهل و چهار سال خدمت طبابت بمردم ايران روز چهارم امرداد ، 1338 از اين عالم خاكى بجهان جاودانى شتافت و در امامزاده عبد الله سر بر تراب نهاد .
من اصولا اهل مجامله نيستم و ذرهاى ميل ندارم راه اغراق و مبالغه روم ، بلكه مايلم اثر يا آثار همكاران را در جهان پزشكى كشورمان بعنوان يك درس آئين پزشكى براى همكاران جوان و مخصوصا دانشجويان دانشكده پزشكى بنويسم تا اين دسته بخصوص بدانند كه :
" زندگى كمعرض و طولى كه بشر بدان غوطهور است پشيزى ارزش ندارد . آنكس تواند نام آدمى بر خود نهد كه گامى چند براى خدمت خدا بردارد . "
آنان كه تصور مىنمايند آنچه كه هست و نيست فقط وجود خودشان است يا آنكه خداى ناكرده نزد خود خيال مىنمايند دنيا و ما فيها براى آنان خلق و تهيه گرديده و چون نام آدمى بر او گذاردند هرچه بكند مجاز است جز جسم آدمى و روح حيوانى چيزى دارا نيستند چرا كه :
آدمى را آدميت لازم است * ورنه جان در كالبد دارد حمار
بارى زحمت و تصديع فراهم نياورم و باصل موضوع بپردازم .
پس از مقدمه مختصر بالا كه ذكر آن در مورد مرگ يكى از خادمين جهان پزشكى ايران لازم بلكه واجب بود به اصل مطلب مىپردازم .
من تصميم گرفتهام اگر شرححال اطباء خدمتگزار كشور را بنويسم چه زنده باشند و چه به ظاهر از نظرها پنهان آن را در دو قسمت بيان دارم :
قسمت اول - شرح حالى ظاهرى يعنى تحصيلات و زندگانى و حوادث و اتفاقات و مقاماتى كه عهدهدار شدهاند . بعبارت اخرى شرح زندگى كه به زبان فرانسه آن را بيوگرافى مىگويند .
قسمت دوم - اثر يا آثارى كه در زمان حيات و يا پس از مرگ از همكاران باقى مىماند .