تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
علاج ورم لثه كنند و مضمضهء درد دندان و سنون زرد استعمال كنند و اگر بسبب ضربه و سقطه باشد نيز همين علاج بود و سنون كه در آن پوست مغيلان‌ست به كار برند و اگر بسبب نقصان گوشت لثه و تاكل آن باشد بعد از فصد سر رو و چهار رگ و نضج ماده بمنضج بارد از مسهل بارد تنقيه كنند و سنون كه در آن آرد كرسنه سوخته است استعمال نمايند

دوائى كه تاكل و تفتت اسنان يعنى بوسيده و ريزه شدن دندان را نافع

صفت آن

اگر بسبب مادهء رديهء متعفنه باشد يا آن دندان لاغر شوند و رنگ آن متغير گردد اول تنقيه از مسهل و حب ايارج نمايند بعده مضمضه و سنون مقوى دندان به عمل آرند و اگر بسبب يبوست باشد اغذيه و اشربهء مرطبه بخورند و لعاب اسپغول و سفيدهء تخم مرغ و شير خر و روغن بنفشه با هم بياميزند و بر دندان بمالند و مضمضه كنند

دوائى تغير رنگ دندان

صفت آن

اگر سياه يا سبز بود از غلبهء سودا باشد درين صورت بمسهل سودا و حب افتيمون تنقيه كنند بعده روغن گل با بيخ كبر و افسنتين و افتيمون داشته و مصطگى بمالند و سنونى كه در حفر بيايد درين مرض نيز فائده مىكند و اگر رنگ آن زرد باشد درين حالت تنقيه به مسهل بارد و حب هليله كنند و بعده ماليدن آرد جو و عدس و خطمى با سركه بعد از آن كه مضمضه از آب عنب الثعلب و سركه كرده باشند نافع بود

دوائى حفر دندان

دوائى حفر دندان و آن جسمى بود مانند خزف كه در بيخ دندان متحجر شود و رنگ آن سياه يا سبز يا زرد مىباشد و آن بسبب بخارات معده بود

صفت آن

اولا تنقيه بدن و معده از خلط غالب كنند و سنون جالى مانند زبد البحر و خاكستر صدف و نمك و شاخ گوزن سوخته سائيده بر دندان بمالند و مدام مسواك نمايند و آنچه مستحكم باشد بآهن از دندان جدا كنند

دوائى خارش دندان

صفت آن

اولا تنقيهء سودا نمايند و پرهيز از اشياى تلخ و تيز و شور كنند و مضمضه از گلاب و سركه و سكنجبين سازند

دوائى آب رفتن از دندان و اين چنان باشد كه دندان تحمل چيزهاى گرم و سرد و سخت نتوانند كرد

صفت آن

تنقيه از مسهل حار و حب ايارج كنند و حب الغار و شب يمانى و زراوند طويل كوفته بيخته بر دندان بمالند و از زردى بيضهء نيم‌برشت و يا از طحال بريان كوفته و يا از عنصل بريان كوفته با سركه تكميد كنند

دوائى كه براى ضرس يعنى كندى دندان نافع

صفت آن

اگر كندى دندان بسبب خوردن اشياى ترش و زمخت باشد نمك و عسل و مانند آن از اشياى گرم سائيده بر دندان بمالند و يا خرفه و مغز بادام و مغز نارجيل را بكوبند و بمالند و نيز مضمضه از شير تازه مفيد بود و اگر بسبب غلبهء بلغم ترش يا سودا بود كه در معده مجتمع باشد تنقيهء معده از قى و مسهل كنند و بعده ادويهء مذكوره بمالند

دوائى كه براى ورم لثه يعنى آماس بن دندان نافع

صفت آن

اگر ورم آن حار باشد با درد و ضربان بود درين صورت ادويه و سائر تدابير كه در دوائى قلاع حار مذكور شد به كار برند و اگر ورم لثه بسبب رطوبت بلغمى بود و با سفيدى رنگ و برودت ملمس بود درين حالت از ادويه تعديل و تنقيه كه در دواى قلاع بلغمى مسطور شد به عمل آرند

دوائى كه براى قروح لثه معمول‌ست

صفت آن

آنچه در دوائى قلاع حار مذكور شد به عمل آرند و اگر لثه متعفن شود فلدفيون بمالند پس گلنار و مازو و مانند آن كه در نقصان گوشت لثه نافع بود استعمال نمايند و قرص زرنيخ را كه در اقراص خواهد آمد در كوزهء مطيّن سوخته سائيده بر بن دندان ماليدن درين باب بارها آزموده است و اين دوا در ناصور لثه نيز نافع‌ست و اگر به نشود روغن را بجوشانند و صوف بر سر ميل بسته در روغن فروبرده گرم‌گرم بر ناصور نهند

دوائى كه براى سيلان خون از لثه نافع‌ست

صفت آن

سنونى كه براى حبس خون لثه معمول‌ست و در سنونات خواهد آمد بر بن دندان بمالند و ديگر سنونات و مضمضها كه در مقام